چشم هایت دیگر نجابت ندارد

دوران استعمار تمام شده است؛ خوشحال نشوید. هورا نکشید. دوران جدیدی آغاز شده است دوره ی استحمار. در این دوره نمی گویند شما باید رسما خر شوید تا سوارتان شویم. صفحات نخستین کتاب تمدن را پاره کرده اند و می گویند ما اصلیم. ما تمدنیم. بشر یعنی غرب. حالا اگر می خواهی پیشرفت کنی باید، پا جای پای ما بگذاری. نه عاقلانه که احمقانه. باید تقی زاده وار مخلص شوی. مغز را تعطیل کنی. میمون شوی و تقلید کنی. از فرق سر تا نوک پا فرنگی شوی. حالا دیگر می شود تو را خر کرد و سواری گرفت. به نام تمدن به نام بشریت. به نام خرد. به نام مدرنیته در خدمت غرب. به کام غرب.آری چنین است ای برادر...

و اما خواهرم. چشم هایت را باز کن و ببین در زمین چه کسی بازی می کنی. تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. تو را به چه فریفته اند که جلوه گری می کنی؟ کدام نان حرام باد به چادرت انداخته و روسری ات را پس می زند؟ تو که اهل این حرف ها نبودی...

زن ایرانی نجیب است. به چادرش دست زدند انقلاب کرد. بانوی ایرانی حتی در سنگ نگاره های 2500 ساله هم لخت و عور نیست. بانوی ایرانی مقتدراست؛ در دربار شاهش یک خط خواند و قلیان شکست.« بسم‌الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است.» آن ظاهری که ساخته ای، ظاهر زن آریایی نیست مادمازل. رک و رو راست چشم هایت دیگر نجابت ندارد.

به کجا می رویم؟ به سمت کدام مدینه ی فاضله؟ آرمانشهری که نوشتن نام پدر در شناسنامه شبیه شوخی ست؟ آرمانشهری که با وجود آزاد بودن روابط جنسی، بیشترین میزان تجاوز را دارد؟ آرمانشهری که اگر در خیابان هایش قدم بزنی از هر سه نفر، یکی حلال زاده نیست؟ آرمانشهری که در دوران ابتدایی راه های پیشگیری از ایدز در آن تدریس می شود؟ حرام زاده در کشور من دشنام است و آنجا اسم مستعار خیلی ها...

آری می دانم که از این آرمانشهر بیزاری. اما چشم هایت را بسته اند؛ دارند باغ و گلستان نشانت می دهند و به دره می اندازندت. زن ایرانی نجیب است.

آقای مسئول؛ پشت میزت قایم نشو. با تو هم حرف دارم. تو به ازای هر گناهی که به واسطه ی تعویق سن ازدواج در این کشور روی می دهد؛ مقصری. تو به واسطه ی هر فیلمی، هر شعری، هر نمایشی که شوره زار غرب را باغ سبز نشان می دهد مسئولی.  تو به ازای هر گذاره ی غلطی که از غرب به خورد دانشجویان کشورت می دهند مسئولی. اصلا خیالت را راحت کنم. تو باید جواب خون تمام شهیدان از آدم تا خاتم و تمام مجاهدان راه حق را بدهی.«بسم الله الرحمن الرحیم فمن یعمل مثقال ذره خیر یره ومن یعمل مثقال ذره شر یره»حالا اگر می توانی باز هم بنشین و ریش بجنبان و کافی گ لاسه بزن.

ختم کلام این که؛

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش

بازجوید روزگار وصل خویش

باید تا دیر نشده برای بازگشت به اصل خویش کاری کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

از اینجا به بعد مقاله با شما

 

میرمهدی اسدی

 

/ 0 نظر / 53 بازدید