برسد به دست مخاطب خاص...

در دوران جاهلیت دو قبیله بزرگ در مدینه به نام "اوس" و "خزرج" وجود داشتند که بیش از یکصد سال! جنگ و خون‏ریزى و اختلاف در میان آن دو جریان داشت، و هر چند وقت ناگهان به جان یکدیگر مى‏افتادند و خسارات جانى و مالى فراوانى به یکدیگر وارد مى‏کردند. یکى از موفقیتهاى بزرگ پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از هجرت به مدینه، این بود که به وسیله اسلام صلح و صفا در میان آن دو ایجاد کرد، و با اتحاد آنها، جبهه نیرومندى در مدینه به وجود آمد. اما از آنجا که ریشه‏هاى اختلاف فوق العاده زیاد و نیرومند و اتحاد تازه‏ و جوان بود، گاه بیگاه، بر اثر عواملى، اختلافات فراموش شده شعله‏ور مى‏شد، که بزودى در پرتو تعلیمات اسلام و تدبیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) خاموش مى‏گشت. مى‏گویند: روزى دو نفر از قبیله "اوس" و" خزرج" به نام "ثعلبة بن غنم" و" اسعد بن زراره" در برابر یکدیگر قرار گرفتند، و هر کدام افتخاراتى را که بعد از اسلام نصیب قبیله او شده بود برمى‏شمرد

"ثعلبه" گفت: خزیمة بن ثابت (ذو الشهادتین) و حنظله (غسیل الملائکه) که هر کدام از افتخارات مسلمانانند، از ما هستند، و همچنین عاصم بن ثابت، و سعد بن معاذ از ما مى‏باشند. در برابر او "اسعد بن زراره" که از طایفه خزرج بود گفت: چهار نفر از قبیله ما در راه نشر و تعلیم قرآن خدمت بزرگى انجام دادند: ابى بن کعب، و معاذ بن جبل، و زید بن ثابت، و ابو زید، به علاوه "سعد بن عباده" رئیس و خطیب مردم مدینه از ما است. کم کم کار بجاى باریک کشید، و قبیله دو طرف از جریان آگاه شدند، و دست به اسلحه کرده، در برابر یکدیگر قرار گرفتند، بیم آن مى‏رفت که بار دیگر آتش جنگ بین آنها شعله‏ور گردد و زمین از خون آنها رنگین شود! خبر به پیامبر رسید، حضرت فورا به محل حادثه آمد، و با بیان و تدبیر خاص خود به آن وضع خطرناک پایان داد، و صلح و صفا را در میان آنها بر قرار نمود.

آیه ای از جانب آفریدگار دانا نازل شد

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ»

چندی ست که اجتماعاتی نظیر حسینیه اعظم زنجان، شکوه وحدت و یکپارچگی را در عین سادگی در پیشاپیش نگاه ما قرار می دهد. اجتماعاتی برخواسته از قلوب جوشان از غیرت که با وحدت توام شد و به الگویی مانا در یکپارچگی بر موضع حق تبدیل گردید.

در شیراز ما، که به حق سومین حرم اهل بیت علیهم السلام نیز هست؛ اما شرایط به گونه ای دیگر رقم می خورد. در هر محله چند هیئت وتکیه که در نگاه اول، مثبت به نظر می رسد اما اختلافات و شکاف ها بین مردم در محلات و کشیدن اختلافات به هیئت ها جلوه ای غیر اسلامی به رخ می کشد که قلب ها را از هم دور می کند.

 شکافی که بعضا به خارج شدن مسجد از محوریت محله منجر شده است و دعوا نه برای بالاتر بردن علمِ هدفِ اصلیِ قیامِ اباعبدالله، که بر سر طول و عرض و تعداد علم و کتل و طعم قیمه و سوز نوحه است. البته بسیارند هیئت هایی که عزای اباعبدالله را با شئون بالا برگزار می کنند؛ اما سخن این است که برای سومین حرم اهل  بیت در ایران یک مورد هم زیاد است. این اختلافات و گسستگی ها تا جایی ادامه می یابد که امام جمعه ی محترم هم به اجتماع مردمی، لااقل در تاسوعا اشاره می کنند.

بسیاری منیت ها را عامل این اختلافات می دانند و حقیر به عنوان یک دانشجو که وظیفه اش مطالبه گری و آرمانخواهی ست امروز این مسئله را از این بعد واکاوی  می کنم که« الناس علی دین ملوکهم ». مردم آینه داران حاکمیتند.

 در حالی که پس از رمضان، هیئت های مذهبی آرام، آرام برای برنامه های محرم آماده می شوند و برنامه ریزی ها آغاز می شود؛ در روز عید فطر در شهر مقدس شیراز اتفاقاتی می افتد که در شأن آن نیست.

در زمانی که همه شکوه اجتماع مردمی در مصلی تهران را دیدند؛ نماز عید فطر در مصلی شیراز به امامت نماینده ی ولی فقیه در استان، با جمعیتی که نمی توان به آن لقب باشکوه و حماسی داد؛ برگزار گردید. و در چند قدمی آنجا، آستان مقدس احمدی، میزبان نمازگزاران عید فطر بود، و باز در مساجد اطراف نماز عید فطر برگزار می گردید.

به راستی یک اجتماع شکوهمند، نمی توانست جلوه ی زیبایی از وحدت را به رخ دشمنان بکشد؟!

ماجرا از آنجا بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه استان فارس از فراهم شدن زمین برای ساخت مصلی شیراز، در صورت خروج پادگان ها سخن می گوید.

سوالات جدی و اساسی این روزها ذهن بسیاری از شیرازی ها را درگیر کرده است؛ که فی المثل مگر نباید در شهر، حرم به عنوان محور قرار بگیرد؟ آیا کوچ مصلی به سمت غرب شیراز، به منزله ی خروج حرم از محوریت نیست؟ آیا در شرایطی که وضعیت اقتصادی استان در شرایط خوبی نیست؛ ساخت مصلی جدید اولویت دارد؟ مگر امکانات به وجود آمده برای حرم، با پول بیت المال و نذورات مردمی نیست؛ آیا پای اختلافی در بین مسئولین در میان است؟ آیا قرار نیست امکانات حرم به اشتراک گذاشته شود؟! چرا امام جماعت بزرگترین نماز عید فطر امسال در شیراز، امام جمعه ی شیراز نبود؟! به راستی اگر حرم احمد بن موسی علیه السلام در شیراز محور وحدت مسئولین نیست؛ پس بر سر چه و کجا وحدت داریم؟!

این ها خلاصه ی سوالاتی بود که ذهن حقیر را درگیر خود کرده بود؛ که امید است مسئولین محترم، اگر اختلافی با هم دارند؛ بین خود حل کرده و به جامعه و بیت المال مسلمین نکشند. این فقط و فعلا فقط یک خواهش برادرانه از سوی یک برادر کوچک تر بود. امیدواریم که بیش از این مجبور به خواهش و اقدامات دیگر نشویم. به یاد داشته باشیم که مردم از روی دست مسئولینشان الگو برداری می کنند. مردم آیینه داران حاکمیتند.

میرمهدی اسدی

/ 0 نظر / 35 بازدید