خیلی صریح؛ عبد شما هم گناه کرد...

مستی؛ غلام روی تو را روسیاه کرد

خیلی صریح؛ عبد شما هم گناه کرد

جا مانده ای که در تب غفلت نشسته بود

دلبر ندیده شد که دلش رو به ماه کرد

 حلاج های سر به زیر تو را سر بریده اند

بی دست و پا شده  عمری نگاه کرد

غرق سیاهی زلفت نشسته بود

برخاست فتنه و نامش پگاه کرد

الله اکبر از این ستار بی بدیل

یادم نمی رود که گدا را که شاه کرد

با چنگ و می، نشسته وشب ها حرام شد

غرق گناه گشته و عمری تباه کرد

القصه غفلت هم نام صاحبش؛

بار دگر یوسف خود را به چاه کرد

میر مهدی اسدی

/ 0 نظر / 26 بازدید