امروز روز سه ستاره هاست

1 2 3 ...3...3 امروز 3/3/93

22 سال از آن روز ها می گذرد با یک یادمانه از یاران دبستانی با حس شنیدن محمد نبودی ببینیِ کویتی پور. تعداد حماسه سازان دارد انگشت شمار می شود. یک، دو، سه، سه... سه! انگشت های دستت بیش از این نمی شمارد! یادگار کربلای پنج است. دیروز مین باز و بسته می کردی و امروز درِ قوطیِ کنسرو را هم...

چاره ای نبود باید پنجه در پنجه ی دشمن می انداختی و شیشه ی عمر هفت تیرکشان مستکبر را می شکستی. حالا شاید برای نفس کشیدن با اسپریوا، هشتت گروی نهت باشد. خدا بزرگ است نوحه ی کویتی پور گوش کن و انگشت هایت را بشمار... یک، دو، سه... سه...

کباب شدی خردل آوردی، نفس کشیدی تاول آوردی... اینجا کسی در هوایت نفس نمی کشد. مسموم می شوند. درد عشق می گیرند و می سوزند... درد عشق کشیده ای که نمی پرسم. و اینجا آن ها که با دلار هفت تومنی پولدار شده اند. با سیاه بازی سابقه ی جبهه گرفته اند و... همین جماعت مزوّر برای داروهایت بازار سیاه راه انداخته اند. تو نفس می زنی و اینها می خندد. بنویس سرهنگ ها نمی میرند. این جماعت مرده پرستند. این قاعدین سر به جیب مراقبه فرو کرده، خون را با ترخون می شویند. روز گار غریبی ست تنهایی پسر فاطمه و غربت سید علی اش. بگذار بگذرم از این مرثیه ی استخوان سوز که امروز سالروز فتح الفتوح توست. روز یک، دو، سه، سه، سه... روز سه ستاره هاست... سرهنگ...

باید به اسطوره های دفاع و شهادت احترام گذاشت. این را، کتیِ ممد جواد اینا هم، با تمام ضخامتش می داند پس به احترامت سکوت می کنم. قلم برای تو...

میرمهدی اسدی

/ 0 نظر / 24 بازدید