یک شب، هزار شب نمی شود!؟

یک صیغه بخوانید با جهان محرم شوید!!!

شش خوان از هفت خوان ازدواج گذشته است؛ انصافا تحمل هزینه ی خوان هفتم، مرد می خواهد؛ همه چیز آماده است صبح روز عروسی که اکثر مواقع میلاد یکی از ائمه اطهار یا یکی از اعیاد مذهبی نیز می باشد، عروس خانم به همراه خانواده به آریشگاه می رود. پس از بَزَک کردن و هفت قلم آرایش؛ آقای داماد به دنبال عروس خانم می رود... براساس رسمی که معلوم نیست از کجای فرهنگ ما برآمده عروس خانم با سیمایی آرایش کرده در شهر گردانده می شود! لابد آرایش بر چهره حجابی ست که مانع نگاه نامحرم می شود! به اتفاق به باغ عکس می روند. آنجا از کارگر باغ تا عکاس همه محرم می شوند. بعد از تهیه عکس و فیلم های بعضا 18+ سال از مناطق مختلف بدن، با هم راهی تالار می شوند.

وقت نماز است اما با آرایش که نمی شود وضو گرفت... بی خیال... یک شب که هزار شب نمی شود. عاقد می آید. صیغه خوانده می شود... با یک صیغه عروس خانم با تمام مردان حاضر در جمع محرم می شود و حجاب از سر بر می دارد... هرچند قرآن به دست دارد و سوره ی مریم می خواند... مطرب ها شروع به نواختن می کنند براساس همان منطق که یک شب هزار شب نمی شود و مبنای آن نا مشخص است؛ قبل از شام، عروس با سیمایی که ذکر آن رفت به بهانه معرفی شدن به خانواده داماد در بین مردان نا محرم چرخانده می شود... چراغ ها خاموش می شود. ویدئو پروژکتور روشن... فیلم های گرفته شده توسط فیلمبردار از عصر تا لحظه عقد پخش می شود... عروس نیمه عریان است و با داماد مشغول بازی کردن در فیلمی 18+ سال... صحنه هایی شبیه به... همه می بینند... فیلم تمام می شود... حاضران سوت و کف و کِل می زنند.

یک عکس از عروس نیمه عریان و داماد، به عنوان یادگاری به حاضران داده می شود. تا پاسی از شب مطربان می نوازند و در آستانه صبح میز شام آماده است. پس از صرف شام همه آماده می شوند برای سلب آسایش مردم با بوق زدن در خیابان های تاریک و سوت و کورِ شهر... گفتم که یک شب هزار شب نمی شود... عروس و داماد به خانه ی بخت می روند. و جوان های مجردی که آن فیلم 18+ را تماشا کرده اند ... عکس عروسی قاب می شود روی دیوار. همه ی مهمان های خانه ی عروس و داماد تا ابد تصویر آن شبی که هزار شب نمی شد را تماشا خواهند کرد. لازم است آن شب جهانی شود. عکس های نیمه عریان روانه ی شبکه های اجتماعی می شوند. کشف حجاب رضا خانی، در فیس بوکِ به اصطلاح مدرن و امروزی. این علاوه بر نسخه ایست که در اختیار عکاس قرار دارد؛ به جهت نشان دادنِ آن شاهکار هنری به سایرین. نسخه ای از عکس های نیمه عریان و فیلم های 18+ سال که بعضا نشت کرده و میان فیلم های عرق و پاسور فروشان چهارراه زند یافت می شود.

این است قصه ی پر غصه ی این روزهای برخی از عروس و دامادهای شهرم که آغاز زندگی آن ها توأم با فعل حرام است. خدا آخر و عاقبتش را بخیر کند. به راستی این لقمه های حرام با برخی چه کرده است که چنین بی غیرت شده اند؟

/ 0 نظر / 24 بازدید