اندر احوالات تشکل خوشکل قشنگه

راستش از اول ماجرا اصلا در جریان نبودم؛ چون اصلا لازم نمی دیدم ذهن خود را درگیر جلف بازی های تشکل نمی دونم چی چی بکنم... و آنها را جایی گوشه ی پارکینگ ذهنم قرار داده بودم؛ چیزی شبیه به گوشه ی پارکینگ دانشگاه {مدارکش هم موجود است}

این نمی دونم چی چی از آنجا آمد که اینها اساسا خودشان هم نمی دانند چی چی...؟! و مفتی اعظمشان فقط حرف مفت پرتاب می کند؛ و خودش هم نمی داند چی چی...؟! و اصلا بعضی وقت ها، مثلا در مناظره هم دچار خود نمی دونم چی چی مزمن شده، بحران خودشناسی پیداکرده، سپس کمانه می کنند و جلسه را ترک می گویند. یکیشان یقه پاره می کند که من از فلان گروهم، دیگری می گوید من از این گروه نیستم از تشکل نمی دونم چی چی هستم، و جالب این که در انتهای نام تشکل نمی دونم چی چی نام آن گروه را می نویسند.

در مثل است که دزد برای فرار هم رنگ جماعت شدن را چاره می بیند و آی دزد آی دزد سر می دهد و به طبع کسانی که دروغ می گویند، و بزرگترین درغگوی تاریخ ایران و یا شاید جهان، «آقای چیز»را فرد قابل احترامی می دانند؛ با به نام خداوند راستی ها شروع می کنند و فریاد درغگو درغگو پس کش تنبونت کو سر می دهند... و هر از گاهی برای گرم شدن قصه سطل زباله هم آتش می زنند. به همین ترتیب، کسانی که مرگ بر اصل ولایت فقیه گفتند؛ امروز می گویند ادب مرد به ز دولت اوست و زنده باد اخلاق؛ هر از گاهی هم برای پاس داشت اخلاق به صورت مختلط می روند آنجا که باید... این جماعت سرشار از پارادوکس، که با دمیدن در آتش فتنه آرامش بر هم می زنند، به دیگران می گویند افراطی.

روزی با رو شدن اسناد و عکس ها، بیانیه ای سرشار از غلط های املایی و انشایی و تایپی را به قول خودشان،«منشتر» می کنند و از مراسم به قول خودشان «برگذار» شده دفاع می نمایند ومی نویسند اگر بیانیه ی ما را منتشر نکنی چنین و چنان می کنیم و اگر جرات داری عکس ها را منتشر کن، اما جالب است که در همان روز، این به ظاهر مستقل ها، پس از مشورت با بزرگتر و سواره نظام خود؛ و فهمیدن حد و اندازه شان دست از تهدید و توهین برداشته تغییر موضع داده و بیانیه جدید می دهند؛ و جالب اینکه یادشان می رود بیانیه ی قبلی خود را که در سایت نمی دونم چی چی نیوز داده اند؛ تغییر دهند. همان گونه که از امام گفتند و عکس منتظری چاپ کردند و یادشان رفت که امام چه گفته است:

« ...از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبتها و موضع گیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند...۲- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
۳- دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
۴- نامه‌ها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان - روحی له الفداء - و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید...»

و دبیرشان آواز اناالحق سر داده و می گوید حصر منتظری غیر قانونی بود. از امام می گویند و فریاد لیبرالیسم سر می دهند؛ و یادشان می رود که امام گفته است:

« امروز غرب و شرق به خوبی می‌دانند که تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرالها و بی‌دینها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می‌دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذیها بارها اعلام کرده‌اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجّه می‌زنند.
من بارها اعلام کرده‌ام که با هیچ کس در هر مرتبه‌ای که باشد عقد اخوت نبسته‌ام...
چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌های همکاری آنان با امریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرالها دفاع می‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده‌اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد.»

از شهدا دم می زنند و دیگران را متهم به انحصاری کردن شهدا می کنند در حالی که یادشان می رود؛ هم فکرانشان مدام می نوشتند دانشگاه قبرستان نیست و در مقابل شهدای گمنام در امیرکبیر ایستادند و یار دبستانی خواندند، به تابوت شهدا جسارت کردند و...

و اینها اساسا فقط بلدند؛ ایران وطنم و خلیج فارس بی تو هرگز کنند؛ چون نانشان در آن است؛ وبزرگترهایشان حاضرند ایران را معامله کنند؛ همان طور که خودشان هم به اینترنت وطنی اعتقادی ندارند و هرکدامشان نظر و بیانیه می دهند؛ آی پی هایشان خارجی ست؛ علی الخصوص کانادایی و آمریکایی و انگلیسی...

 عکس شیخ فتنه، این بزرگترین دروغ گوی تاریخ ایران و یا شاید جهان را بر سر دست می گیرند و در بنر تشکل خود قرار می دهند. از رهبری دم می زنند و یادشان می رود که رهبری گناه فتنه گران را نابخشودنی نامید!

 اگر کسی در راستای رسالت ذاتی رسانه، اقدام به شفاف کردن بخش کوچکی از حقایق کرد به او برچسب افراطی و بر هم زننده ی نظم می زنند و در اقدامی پارادوکسیکال، عکس بر هم زننده ی آرامش مردم و شیخ هتاکان عاشورا را بر سر دست گرفته و گردن افرازی می کنند.

فریاد اسلام سر می دهند و عضو هیئت موسسشان از تن فروشی دفاع می کند و نام شاهین نجفی ملعون را بر زبان جاری می سازد.

لاجرم هرکس به هدفی می رسد که مسیرش را می رود؛ نمی شود با تکیه بر اندیشه های لیبرال، به اسلام ناب رسید.

 فرزندان به پاخاسته ی لیبرالیسم، دوران هوچی گری و برچسب زنی تمام شده است. امروز با برداشته شدن چوب، حساب به دستتان آمد؛ اگر پشه ای بر یال شیری نشست، نباید توهم پیدا کند که در حال شیر سواری ست و بر شیر است. و باید بر خرمگس معرکه لعنت فرستد...

هزاران بند پارادوکس ماند اما قلم مجال نمی دهد و وقت هم ارزش دارد؛ فقط بند آخر را می گویم و تمام...

می گویند نشریه مان با تشکل فرق می کند؛ می گوییم: اعضا یکی ست؛ می گویند: نه نیست؛ می گوییم: چشم کوریم. بعد بیانیه ای که با مشورت سواره نظام تنظیم شده را با ایمیل نشریه شان می فرستند. البته از کسانی که برای شکایت از یک سایت تهدید می کنند که به دادگاه مطبوعات(!) شکایت می کنند بیش از این هم انتظار نیست و اینجاست که  به قول فامیل دور در این لحظه باید گفت: من دیگه حرفی ندارم

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا

پی نوشتی از خمینی کبیر: من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.

 لینک کاملا بی ربط: غریو

میرمهدی اسدی

/ 1 نظر / 23 بازدید

پسرم گریه نکن شما دستتو بزن تو کاره بزرگترام دخالت نکن