یک روز شود ظهور

بیداد شود به دور انشاالله

با چهره ی پرسرور  انشاالله

من آب زنم راه دلم بلکه کند

از کوچه ی ما عبور انشاالله

خورشید بتابد ز سراپرده ی عشق

بر سقف دل نمور انشاالله

یک روز از این جهان فانی برود

این بوی بد سمور انشاالله

در کوری چشمان بد نا اهلان

اسفند شود بخور انشاالله

مردم همه خود پرست و او می آید

در محفل بی غرور انشاالله

قرآن کریم ناطقی می آید

تفسیرگر زبور ان شاالله

آن وارث ذوالفقار حق می آید

نابودگر فجور انشاالله

تقویم جلالی دلم منتظر است

یک روز شود ظهور انشاالله

ای صاحب چفیه ای علمدار نبرد

عمار شود کرور انشاالله

باشد که شود رقعه ی شاعر یا رب

در دفتر شب قطور انشاالله

آن عارف بی نهایتم چهره کند

در جمع همه کسور انشاالله

آن شمس پس سحاب بیرون آید

عالم همه غرق نور انشاالله

با بودن صاحب نمک می گردد

در سفره ی ما وفور انشاالله

عذرخواهِ نگهِ غافلِ خود

آقا برب غفور ان شاالله

نام یوسف بنشیند به ظهور

بر قلب همین سطور ان شاالله

میر مهدی اسدی

/ 0 نظر / 26 بازدید