قُل،قُل،قُل... اینجا سومین حرم اهل بیت علیهم السلام است

اینجا شیراز است؛ شهری که حرم دارد اما دارند شهر را از حرم بیرون می کنند. سعدی در ترافیک گیر کرده و حافظ از دود پیپ و سیگار روشن فکران و بوی نجسی دهان بعضی از زوار قبرش به تنگ آمده است.

اینجا شیراز است...

جایی که در «انقلاب اسلامی»، ساپورت 10000تومانی رنگی می فروشند. ساپورت هایی که راحت پاره نمی شود. کسی هم نمی داند که هزینه ی این پاره نشدن را چه کسی می دهد.

اینجا شیراز است...

در نزدیکی سومین حرم اهل بیت؛ از شیر مرغ تا جان آدمیزاد به دستت می آید. مواد مخدر که جای خود دارد. پاساژ ها در سایه ی اقتدار مطلق نهاد های مسئول مانتوی بدون دکمه و ساپورت و شلوار لی پاره می فروشند.

اینجا شیراز است...

جایی که بعد از نوشته شدن این سنخ مقاله ها، در صورتی که مقاله برد رسانه ای پیدا کند؛ همه توپ را در زمین نیروی انتظامی می اندازند که بگیر و ببند و...

هرچند که سردار عزیز هم با ما به چهار راه زند نیامد.به میان شیشه، سی دی، پاسور و کراک فروشان

اینجا شیراز است...

گاهی حس می کنی بهایی ها در این شهر از بچه حزب اللهی ها آزاد ترند. پنجشنبه شب ها در سومین حرم اهل بیت گرفتن پارتی مختلط از گرفتن دعای کمیل هم راحت تر است. چه باغشهر هایی دارد این شهر...

اینجا شیراز است...

رتبه ی اول بیکاری در کشور، مجتمع های تجاری که سرمایه ی مردم این شهر را سیمان و آجر می کنند. سقف می زنند و...

 امان از زیر این سقف ها... امان از کارفوی حامی صهیونیستها... مجتمع تجاری نگو، بگو قرارگاه...

قرارگاه جنگ خودی ها ؟

نه عمو...

آنجا نهایتا می تواند حدیث پیامک کند.

محل قرار  عمر و زید؛ قرارگاه جنگ نرم دشمن است. آری برادر خیلی وقت است که دشمن مرزهای عقیدتی را درنوردیده است و دارد ناموس می برد.

اینجا شیراز است...

اینجا دانشگاه است...

دانشگاه آزاد اسلامی؟!

نه...

شاید اگر به یک خارجی بگویی باورش نشود. اینجا بیشتر شبیه سفره خانه است... آخر در کدام دانشگاه دنیا تعداد سفره خانه های اطراف از تعداد کتابخانه ها و کتاب فروشی ها و مراکز کپی اطراف دانشگاه بیشتر است؟ پنج شنبه شب ها هم که پارتی مختلط.

اینجا شیراز است...

عکس اولِ یاهو را ببین...

25 سال پس از انقلاب خمینی، گویا هنوز انقلاب به شیراز صادر نشده است. قلیان کشیدن یک زن، یادگاری ست که عکاس با خود به فرنگ می برد و تیتر یک یاهو می کند.

مسئولان نهایتا به خود می آیند. ضربتی قلیان ها را جمع آوری می کنند و در حضور رسانه ی استانی، که فقط تریبون مسئولین استان است، با غلتک از روی آن ها رد می شوند. از فردا باز همان آش و همان کاسه...

اینجا شیراز است...

میرمهدی اسدی

/ 0 نظر / 50 بازدید