روزه داران و روزه خواران

درد دل های کسی که نمی خواهد بی تفاوت باشد!!!

((وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ))

15 روز گذشت؛ مثل برق و باد؛ انگار همین دیروز بود که ماهِ بهار قرآن، آغاز شد. 15 روز زیر گرمای 41 درجه شیراز. شیراز سومین حرم اهل بیت و پایتختِ فرهنگیِ ام القرای جهان اسلام. هوای این روزهای شهرم کمی گرفته است! نمی دانم تعداد مسافران شهرم زیاد شده یا تعداد بیمارانش، در و دیوار شهر را ولش کن؛ هنوز پر است از دیوارنویسی برای تخلیه ی چاه! شاید کسی به فکر تخلیه دل از گناهان نیست، شاید مسئولین خوابند، شاید غافلند و یا شاید... استاندار محبوبمان که این روزها حتی برایمان خواهرخوانده هم نمی آورد؛ دلمان برای دیدن سیمایش در دانشگاه تنگ که بود، تنگ ترهم شده! از فرهنگ و ارشاد هم نگویم بهتر است؛ نیروی انتظامی هم که قربانش بروم ظاهرا خیلی چیزها را تعطیل کرده است؛ هنوز یک ماه از سرقت های سریالی باغات قصرودشت نمی گذرد؛ بگذریم... هم از مسئولان و هم از در و دیوار شهر!  به آدم هایی بپردازیم که تعدادشان زیاد نیست؛ امّا ظاهرا یا رویشان زیاد است و یا پارتی کلفتی دارند و یا شاید به واسطه ی خواب بودنِ محتسب، در شهر جولان می دهند؛ نعوذ بالله شاید خدا را خریده اند! چه شده که عده ای گستاخانه در ماه مبارک رمضان در مملکت اسلامی و در ملا عام، آبمیوه به حلقوم ریخته، آدامس می جوند، سیگار می کشند و در انظار بستنی لیس می زنند؟ امر به معروف هم که می کنی؛ می گویند چکار داری، صلوات بفرست! آری همه چیز از همینجا شروع می شود؛ ترک امر به معروف و نهی از منکر و پیش از آن ترکِ دعوت به خیر ونیکی! این شروع بلاست! روزه خواری ملموس ترین مصداق است! ترک امر به معروف و نهی از منکر نقطه ی آغاز سکولاریسم است، نقطه ی آغازِ جامعه ی به من چه؟ به تو چه؟ نقطه ی آغاز سبک زندگی غربی! گفتم غرب، یادم به فرانسه افتاد! در فرانسه مهدآزادی های غرب زن محجبه ای را کتک زدند، امّا در آنجا برخلاف پایتختِ ام القرای جهان اسلام، عده ای غیرت کرده و در اعتراض به این رفتار به خیابان آمدند. ناخودآگاه به یاد دختر آمر به معروف تهرانی افتادم که در ماه مبارک رمضان برای اجرای فرمان الهی امر به معروف نهی از منکر در ملا عام و پیش چشم تماشاگر نیروی انتظامی و ملتِ همیشه در صحنه و حماسه ساز، کتک خورد! بگذریم...

 براستی در ماه خدا چقدر به یاد خدا هستیم؟ رسانه ی ملی که خیلی هنر کند یا معلق بازی پخش می کند و در آخر ماه، برای صغیر و کبیر در سریال هایش عروسی می گیرد و یا سریال هایی با مفاهیم سکولار می سازد! سایرین هم خیلی هنر کنند جُنگ های شبانه می گیرند و یا در پارک ها افطاری می دهند! این اوج کار فرهنگی بعضی از مسئولین است! خدا به خیر بگذراند! خدا بخیر بگذراند که تجمل بر سفره های معنوی افطار چمبره زده است؛ این روزها عده ای افطار هایی می خورند که هزینه اش برای هر نفر از50 هزار تومان شروع می شود و به چندصد هزار تومان برای هر نفر ختم می شود! عده ای مهمان جیب پر تجملِ خود و عده ای مهمان بیت المال؛ از کیسه ی خلیفه حاتم بخشی می کنند! براستی فلسفه ی روزه داری چیست؟ آیا مولایمان نگفته است که اگر کسی با شکم سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد، مسلمان نیست! سفره ی رنگین از پول بیت المال کجای اسلام است؟ سفره ی پر زرق و برقِ افطار، کدام قسمتِ بندگی است؟ آیا این سفره ها به قیمت گرسنه خوابیدن فقرا نیست؟حاج آقایی که یقه ی خود را تا نهایت بسته ای و در صف اول نماز می ایستی؛ و چون به منزل می روی، سفره ی هزار رنگ می اندازی و از اسلام فقط نماز اول وقتش را در مسجد آن هم  برای ریا گرفته ای و از روزه داری فقط گرسنگی و تشنگی نصیبت می شود؛ مگر آن قرآنی که در جیب گذاشته ای و هرروز حملش می کنی را نمی خوانی؟ ((فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ/الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ/الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ/وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ)) آیا سفره ی رنگینِ تو به قیمت گرسنه خوابیدنِ همسایه ی مسلمان روزه دار نیست؟

15 روز گذشت؛ به شرط حیات هنوز 15 روز دیگر فرصت داریم... بیاید قدر لحظه ها را بدانیم و به احیای ارزش های فراموش شده بپردازیم! احیای امر به معروف و نهی از منکر، احیای مسئولیت پذیری، احیای ساده زیستی در زندگی فردی و اجتماعی و خلاصه احیای اسلام ناب! زنگ خطر سکولاریسم به گوش می رسد؛ شاید فردا دیر باشد

/ 2 نظر / 27 بازدید
مهیار

سلام . امدیم نبودید ، بیایید هستیم ! تشکر

بهنام

سلااااااااااام مهدی جون مطلبت رو تازه خوندم.واقعا که دیگه ماه رمضان توی شهرمون مثل قبلا ها حال و هوایی نداره. گفتی امر به معروف و نهی از منکر تازگی ها روبه روی خونمون دارن ساختمان سازی میکنن. موقع ظهر که میشه کارگراش هرروز ظهر میومدن اونجا مفصل میخوردن از نوشابه سرکشیدن و قلیان کشیدن در انظار تا تیکه انداختن به دخترای همسایه هرچندکه توی ماه غیر رمضان هم کاری درستی نیست ولی یه لحظه پیش خودم گفتم واقعا ماه رمضونه؟ شاید ما چندماهی داریم اشتباهی روزه میگیریم. خلاصه مهدی جوری نهی از منکر کردم.خودمم کیف کردم الان یه 4 روزی میشه که دیگه پیداشون نیست. ولی واقعا متاسفم برا همه