چه توفیقی بالاتر از این؟!

یک تاکتیک قدیمی، وجود دارد که هنوز هم جواب می دهد. در واقع تا الفبای بازی، لیبرال باشد این تاکتیک هم جواب می دهد. برای مقابله اساسی با آن باید زمین بازی را عوض کرد! هرچند که ما زیاد عادت به زدن زیر زمین بازی و عوض کردن قاعده نداریم. راستش هنوز انقلابی نشدیم. یک روز افساد طلب ترین استاندار را عَلَم می کنند و همه را به مقابله می کشانند و بعد با تغییر فرد و نه تاکتیک، فردی دیگر را می گذارند و همه راضی می شوند و روزی این بازی در سطح وزارت برگزار می شود. تاکتیک ساده است: « به مرگ بگیر تا به تب راضی شود» به چند بازی اخیر اشاره می کنم. این بازی روزی به دست جریان انحرافی صادق عابدین را به فارس تحمیل می کند و روزی با مطرح کردن انصاری لاری، تمرکز را مصروف او می کند و پس از آرام شدن اوضاع، گزینه ی اصلی را به استانداری برمی گزیند. این سیاست که به نوعی ژست دموکرات بودن را به مسئول می دهد؛ این فرصت را ایجاد می کند که وی بتواند؛ به راحتی و بدون مزاحمت به تغییر دست بزند. چه توفیقی از این بالاتر که فردی بیاید و صدر تا ذیل یک وزارتخانه را تغییر دهد و نیرو های مورد نظر را بکارد و پس از آن رأی نیاورد و یا با انصراف و معرفی فردی جدید، فرد مورد نظر با بازی کودکانه ی «من نبودم؛ دستم بود»؛ و فرد قبلی هم با «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم» خود را تبرئه کند. به این می گویند یک تغییر و تحول شیک و نرم! اگر خود فرد افراطی هم بیاید که کیف کوک است و همه ی اهداف طرح محقق شده است. این بازی همچنین راه را برای پیاده نظام افراطی باز می کند تا طی مدت مشخص به پشتوانه ی توپخانه ی رسانه ای، مسیر را برای ورود سواره نظام خود پاکسازی کنند. عقبه ی این بازی حاکمیت فرهنگ و تفکر سکولار است. هرچقدر تفکر سکولار تر، بازی خوردن راحت تر. .بله این بازی هنوز هم جواب می دهد؛ چرا که هنوز هم سیاستمان عین دیانتمان نشده است...

 

/ 0 نظر / 22 بازدید