الف؛ مثل اقتدار

امروز صبح که از خواب بیدار شدم؛ احساس عجیبی داشتم؛ حس می کردم نیرویی مقتدر، عملی مقتدرانه را انجام داده است؛ صبحانه را خوردم و از منزل خارج شدم! منظره ای را که می دیدم، باور نمی کردم، شهر شیراز سومین حرم اهل بیت، شبیه قم شده بود!

تولید کنندگان مدل های غربی و مانکن ها را گرفته بودند؛ و داشتند آنها را تبعید می کردند؛ هیچ کس در خیابان ساپورت نپوشیده بود و پایبندی به حجاب برتر(چادر) بسیار زیاد بود! مجتمع های تجاری شهر که در آنها اعمال هنجار شکنانه صورت می گرفت، پلمپ شده بود! خلاصه اثری از بد حجابی نبود!

به همراه دوستم آقای کمال تعجب، به چهارراه زند رفتیم، تا برای موبایلم باتری بخرم، کمال تعجب می گفت که هیچ کس درِ گوش او نگفته است: «سی دی،پاسور، شیشه، کراک» تمام نمادهای فراماسونری و فرقه های ضاله از سطح شهر برچیده شده بود و سرکردگان آنها توسط آجان ها ببخشید ناجا، دستگیر شده بودند و تحویل عدلیه، ببخشید دادگستری، داده شدند!

با کمال تعجب بعد از خرید باتری موبایل راهی خیابان ملاصدرا و عفیف آباد و سپس معالی آباد شدم! کمال تعجب می گفت که حس می کنم در شهری اسلامی زندگی می کنم و نه شهری با سبک زندگی غربی! سوار اتوبوس های تندروی شهرداری که پس از طرح ترافیک، ایجاد شده بود و شرق به غرب شیراز را نیم ساعته طی می کرد؛ شدیم و به اطراف دانشگاه آزاد رفتیم!

آنجا هم اثرات حضور نیرویی مقتدر کاملا حس می شد! اطراف دانشگاه نه خبری از درگیری بود، نه شرب خمر، نه اعمال منافی عفت و نه اعمال خلاف شرع، کمال تعجب می گفت که ناجا و حراست دانشگاه تقسیم وظایف کرده اند و با جرایم برخورد می کنند! هوا رو به تاریکی می گذاشت؛کمال تعجب به صدرا رفت و برگشت!

می گفت در آنجا امنیت از هر لحاظ برقرار است؛ از باغشهر های اطراف پردیس دانشگاه آزاد اسلامی شیراز(سومین حرم اهل بیت علیهم السلام)، صدای قرآن به گوش می رسید! و بوی اسفند! قلیان هم برعکس افاضات نجفی که نمی دانم ارتباطش با نجفی های شرق فارس چیست؟ از سطح شهر جمع آوری و معدوم شده بود! راستی هیچ کس ماهواره نگاه نمی کرد!

نمی دانم آقوی گُلی این مشاهدات را که می گفت به همراه نماینده ی گشت ارشاد داشته است را از کجایش در آورده بود؟ من که چیزی ندیدم! فکر می کنم ایشان خود داغون بینیِ مزمن دارند!

به هر حال، این بود یک روز شیرازگردی من در معیتِ برادر کمال تعجب!

یک پی نوشت کاملا بی ربط(مصاحبه ی اختصاصی سردار سجادیان با خبرنگار غریو در حاشیه نشست خبری):

_ با توجه به معضلاتی که در شهر شیراز وجود دارد، پارتی های اطراف شیراز، هنجار شکنی در مکان های خصوصی مثل مجتمع های تجاری که اقدام به برگزاری مراسم های خلاف عرف می کنند؛ که رعایت نشدن حجاب کمترین مورد آن است، تولید کنندگان و توزیع کنندگان مدل های غربی می خواستم بدانم برخورد شما با این موارد چیست؟

وسوال دیگر این که اطراف دانشگاه آزاد پارتی برگزار می شود

_خودتان هم حتما شریک هستید، وگرنه باید به ما خبر بدهید{سردار به شوخی این مطلب را بیان کردند}

_ ما از دور برایشان دست تکان می دهیم{خبرنگار ما جواب شوخی سردار را داد}

_ حراست دانشگاه نیروی انتظامی را مقصر می داند و نیروی انتظامی حراست دانشگاه را

_ هیچ موقع چنین حرفی نزدیم، حراست اگر چنین چیزی گفته است؛ حرفش نادرست است! اگر اطراف دانشگاه است برعهده ی ماست! اگر داخل باشد؛ خودتان {حراست} مسئولید.

_ مثلا در مورد اخیر درگیری که بین دانشجویان اتفاق افتاد؛ خلاف بیرون صورت گرفت و سپس دانشجو ها به داخل دانشگاه آمدند چه کسی مسئول است؟

_ بالاخره من سوالتان را درست متوجه نشدم؛ اما در مورد اماکن، مراکز تجاری و... نیروی انتظامی هم پلمپ می کند هم برخورد می کند و اقدام به دستگیری می نماید؛ امر به معروف و نهی از منکر می کند.

موضوع عفاف و حجاب؛ موضوعی ست که نیروی انتظامی در راستای وظیفه ی ذاتی خودش، طبق قانون برخورد را انجام می دهد؛ اما لازمه ی آن برای بهتر انجام گرفتن کار، این است که همه دست در دست هم بدهیم و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهیم.

با تولید کنندگان مدل های غربی در صورت شناسایی برخورد می شود؛ اماکنی هم که مدل های غربی در آن وجود دارد، عوامل ما مشغول شناسایی هستند تا برخورد لازم صورت بگیرد.

_ اجازه بدهید یک شوخی با شما داشته باشیم سردار؛ مقاله ی سی دی پاسور شیشه کراک در نشریه ای دانشجویی دچاپ شد؛ اگر همان طور که دست راست خود را فرستادید، گوش مدیرمسئولش را بپیچاند، دست چپ خود را به خیابان زند فرستاده بودید، معضل حل می شد!

_ چهار راه زند را شما بگردید ببینید در آن چه چیزی وجود دارد؟

_ سی دی، پاسور، شیشه، کراک

_ من پیشنهاد می کنم با هم برویم آنجا از نزدیک مصاحبه کنیم، بهتر است! من هم با لباس شخصی خواهم آمد

_ در خدمتتان هستیم! خیلی ممنون سردار

_ خواهش می کنم

پی نوشت دوم:

سردار عزیز؛ الحمدلله و با تلاش های شبانه روزی نیروهای مخلص و جان برکف نیروی انتظامی، سربازان گمنام امام زمان و مرزبانان غیور میهن اسلامی، احساس امنیت بیش از هر زمان دیگری وجود دارد!

امّا در عرصه ی فرهنگ؛ با توجه به ناتوی فرهنگی، و مشخص نبودن مرزهای فرهنگی، و آتش سنگین توپخانه ی دشمن، کار بسیار سخت است و با داشتن صدا و سیمای محافظه کار و بعضی نهاد های فرهنگی، اسما اسلامی و رسما سکولار و بعضا قائل به پلورالیسم، چندان نمی توان امیدی به آتش توپخانه ی خودی داشت؛ هرچند که یکی از رسالت های ما دانشجویان به عنوان افسران جنگ نرم، فعال کردن آتش توپ خانه ی خودی ست!

در پایان به این نکته اشاره می کنم که اگرچه بنی صدر ها در عرصه ی فرهنگ کمی فی السابق خیانت می کنند! امّا وظیفه ی مدافعان حفظ شهر است! چرا که امام آزادی و شکستن محاصره را می خواهد!

/ 2 نظر / 32 بازدید
سجادیان

ممنونم ،،،اگر برای تقویت هنجارها صرفا کار را ازیک مجموعه نخواهیم و هرکس سهم خودرا مشخص و به تکلیف خود عمل کند کار درست میشود، به عنوان یک نفر همراه با شما و به عنوان خادم انقلاب آماده. هستم برای مذاکره رسمی و تعیین راهکار، وگرنه با اعلام اینگونه مطالب فقط همان کاری را که دشمن میخواهد انجام داده و لاغیر،،!،،!،،،،،،،،

بردیا

سلام! جانا سخن از زبان ما میگویی! تو تهران رو که اوضاع میدونی چیجوریه؟! فقط کافیه اسم محله های شیراز رو عوض کنی و بزاری ولنجک ، هفت حوض ، پاسداران و ... تقریبا ماهی نیست که خبر ضرب و شتم یه امر به معروف رو نشنوی...