آقای مهندس این یکی از کجایتان دَر رفت؟

آقای مهندس سلام

چند وقتی بود که می خواستم بارِ دیگر صداوسیمای محافظه کارتان را نقد کنم، امّا آن چنان مجالی برای نقد سیمای یک درصدی ها نمی یافتم! در یادداشتِ قبل از بی رمق بودنِ صدای عدالتخواهی در سیما پس از 34 سال گفتم، و در برنامه تریبون آزاد نیز به این درد اشاره کردم از فضای بسته ی سیاسی، از رپورتاژ آگهی های بسیار زود هنگامِ انتخاباتی، که هم خلاف قانون بود وهم خلاف شرع، از ملی نبودنِ رسانه یِ ملی، از قطع یا استحاله یِ اندک برنامه هایِ انقلابیِ شبکه هایِ سیما، امّا صدای بچه حزب اللهی، قوی تر که نشد هیچ، بلکه در آستانه یِ خفگی قرار گرفت! آری بچه حزب اللهی، در سیمای جمهوری اسلامی، هنوز هم غریب است، کسانی که فیلم های روابط نامشروعشان کوچه به کوچه و دست به دست می گردد، در تریبونِ بیت المال، میکروفنِ زنده به دست می گیرند، امّا بچه حزب اللهی از دیدگاهِ حضرات، بسیار خطرناک است و تریبون زنده به او دادن برابر است با نابودی ساختارها!

حاصل فضایِ خفقان در رسانه ی ملی و میوه یِ فضایِ امنیتی، که شما در رسانه یِ ملّی حاکم کردید؛ در کیفیت انتخابِ 92 به وضوح دیده شد! فی المثل هنوز بعد از 4 سال از فتنه ی 88 نظام مظلوم است و از مبانی انقلاب در رسانه ی ملی، دفاعِ عقلانی صورت نمی گیرد!

آقای رییس تصاویر شما در حال شعار دادن در جمع دانشجویان  را در رسانه ی ملی دیده ام، ظاهراَ هنوز هم مانند جوانی در مرحله ی شعار باقی مانده اید و به جای عملکردِ انقلابی، به ماشین توجیه گرِ رسانه ای تبدیل شده اید که قطعا ملّی نیست! و می خواهید مانند کِرِمِ حلزون بر زشتی ها، ماله کشی کنید؛ امّا ظاهراَ خبر ندارید که این خانه از پایبست ویران است! ظاهراَ شما خبر ندارید که در رأس رسانه ی 250000شهیدی قرار گرفته اید!

مسئله ی مهم امروز این است که کسانی که پهنای باندِ نگاهشان به مسائل از پهنای باند اینترنت ذغالیِ 56 کیلوبایتیِ ما هم کمتر است؛ سکان دار بخشِ اعظمِ رسانه ای کشور شده اند! طنز تلخ این است که کسانی تمامِ تریبون های نوشتاری، رسانه ی ملی و شبکه های ماهواره ای را در اختیار دارند و از اپوزیسیون بودن حرف می زنند! و از سانسور می نالند! به راستی در رسانه ی ملی چه کسی سانسور است؟ رسانه ها در اختیار چه کسانی ست؟ کدام رسانه، رسانه ی حزب الله است؟ وبسیاری سوال های دیگر، که سال هاست باژست های لمپن مآبانه و روشن فکر نمایانه، پاسخی به آن داده نمی شود!

اما برسیم به شاهکارهای چند روز اخیرِ رسانه ی ملی که در راستای تکمیل پازلِ سکولارِ دشمن انجام گرفت! ظاهرا آقای مهندس خیلی زود به استقبال تدبیرِ سکولار رفته اند و به دنبالِ سازش، تسلیم و بستنِ با کدخدا هستند!

رسانه ی ملی که ظاهراً با محافظه کاری، به همه ی جریان ها باج پرداخت می کند و سالهاست که سیمایی توأم با پلورالیسم را برای خود ترسیم کرده، مصادیق سانسور را به بازی والیبال فرو می کاهد

و در بازیِ رندانه ای، این عمل را برای جلوگیری از هجومِ مردم، به شبکه های ماهواره ای قلمداد می کند و طوری وانمود می کند که تنها صدایِ مخالف، از حلقوم علی مطهری خارج شده است و مصداقِ مخالفت را فردی معلوم الحال قرار می دهد! رییس رسانه ی ملی در حالی این گونه به فریب افکار عمومی می پردازد که بارها از سویِ دانشجویان و دلسوزان مورد نقد قرار گرفته و با هنر ماله کشی و توجیه که مختصِ حضرتشان است؛ هر بار از گردن نهادن به مطالبات به حق، طفره می روند! امّا درباره ی جمله ی جلوگیری از هجومِ مردم به شبکه های ماهواره ای که نشان از عمق نگاه ایشان دارد؛ باید پرسید: اگر مردم به سایت های پرنو یا شبکه های مستهجن هجوم بردند، آیا رسانه باید برای جلوگیری از ریزش مخاطب، برنامه های +18 سال پخش کند؟

آیا با هجوم مردم به موسیقیِ رَپ، باید رسانه ی ملی به ساسی مانکن و امثالهم تریبون بدهد؟ اگر مبنا هجوم و علاقه ی مردم است چرا رسانه برای تشنگی انقلابیون، به تفکرِ اسلامِ ناب برنامه ندارد؟ آیا ملاک مشروعیت، مقبولیت است؟ آقای رییس! علمایی که با آنها صحبت فرمودید؛ علمای کدام دین بودند؟! اقدامات شما در طول این چند سال نه یک اختلاف سلیقه و یا اشتباهِ ساده؛ که به برنامه ای هدفمند می ماند که از سوی عده ای در رسانه ی ملی دنبال می شود و افق آنها چیزی جز رسانه ی سکولار نیست؛ البته دلشان برای رسانه ای لاییک و لیبرال قنج می رود! راهبردی مرحله به مرحله، که یک روز مصداق آن می شود سانسور تفکرِ شهدا و حزب اللهی ها و تعطیلی برنامه های فرهنگیِ چالشی و یک روزمی شود پخش مسابقه ی والیبال، بدونِ سانسور و مورد جدید تری که معلوم نیست این بار به قول آقای رییسِ همیشه توجیه گر، از کجا دَر رفته است؟! یعنی پخش صحنه هایی از مسابقه ی فوتسالِ زنان در رسانه ی ملی! که ظاهراً این هم، مانند آبشار 120 کیلومتری از دست مدیران در رفته است! مانند برنامه هایی که اخیراً از دست مدیران در رفته، برنامه هایی در رسانه ی ملی، که زور می زنند؛ دیش ها را روی پشت بام میخ کوب کنند! هرچند که فروکاهیدن مصادیق به این مسائل چندان هم درست نیست و باید دنبال ریشه ی اصلی گشت!

ریشه ی اصلی این معضلات، عدمِ پالایشِ رسانه، از نیرو هایِ غیرِ انقلابی و ضدِ انقلابی، پس از انقلاب است! عملی که با دیدگاهِ تکنوکرات مآبانه، صورت گرفت و به ظاهر متخصصانِ غیرِ متعهد، سازمان را ترک نکردند و انقلاب و تفکرِ انقلابی، به معنایِ واقعی، به رسانه یِ ملّی صادر نشد! حاصلِ این دیدگاه می شود رسانه ی منفعل! رسانه ی ملی، به جای تبدیل شدن به تریبونِ فعال مستضعفین عالم، به رسانه ای منفعل تبدیل شده است که به دنبال طبقه ای از مردم می دود! به دنبال آن طبقه ای از مردم که دانسته یا ندانسته، خواسته یا نا خواسته، به دنبال شبکه های کثیف ماهواره ای حرکت می کنند!  و رسانه ی ملی برای نباختن قافیه به جلو فرار می کند و به جای ریل گذاری فرهنگی، در ریل غرب به سمتِ ناکجاآباد می تازد! چگونه است که غرب از آن سر دنیا توانایی مدیریتِ ذائقه ی مردم ایران را دارد، امّا رسانه ی ملی با این طول و عرض، از این توانایی بی بهره است؟ پاسخ راباید در همان ریشه های رسانه ی تکنوکرات جستجو کرد! در مظلومیتِ متخصصانِ متعهد! در بی تعهدیِ دانشگاه!در نظامِ گزینشِ گوسفند طلب! و در یک کلام، پاسخ را باید در دوری از انقلاب جستجو کرد!

رسانه ی ملی در عرصه یِ هنری، بی هنرانِ مقلد را به مصافِ غرب با آن همه ظرافت و امکانات و آن همه اتحادِ در کفر فرستاده و سفیهانه در انتظار معجزه است!

آقای رییس! رهبر انقلابی رسانه ی انقلابی می خواهد و این کار میسر نیست، مگر با گشایش حلقه های بسته ی مدیریتی و تفکری! تا کی قرار است تفکر حزب اللهی در رسانه ی ملی مهجور و سانسور بماند؟ بهتر است تا دیر نشده ریشی جنبانده و تا فرصت هست کاری کنید؛ که فرصت رو به زوال است

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاه

میر مهدی اسدی

15/4/1392

/ 2 نظر / 129 بازدید
بردیا

این عکس ها دیگه چیه؟ برای چی اینها رو گذاشتید؟ متاسفم

ghazale650

afarin golam vbet ziba booooooooos