در آستانه ی 24 سالگی

اگر عمر یک انسان را به طور متوسط 75 سال در نظر بگیرید؛ یک سوم عمرم طی شد. از آن لحظه ای در خیالم تصوراتی داشتم که فی المثل در 24 سالگی کجا هستم؛ تا نقطه ای که اینجا هستم فرسنگها فاصله است. اما... اما جایی که هستم را دوست دارم. درست است به خیلی جاهایی که می خواستم نرسیدم، اما به فضل خدا به به خیلی از چیز هایی که فکرش را هم نمی کردم؛ رسیدم.

فردا میانه ی بهار است و روزشیراز و روز تولد من. نسبت به پارسالم خیلی فرق کردم و نسبت به دوسال قبل تفاوتی با نقطه ی عطف و شیب ملایم، نظیر شیب مرحله ی دوم هدفمندی. کم کم موهای سفید سرم دارند قابل اعتنا می شوند. پارسال یک دندان بیشتر از امسال داشتم؛ دندانی که انقدر بین کار های ریز و درشت زندگی از آن غافل شدم، که به جای پر شدن کشیده شد.

کم کم، دارم به نقطه ای می رسم که بعضی از حرف های دلم را به دلیل رعایت مصلحت نمی توانم بزنم و خودسانسوری می کنم. در آستانه ی 24 سالگی، بیش از حد تصور خسته ام و شاید به اندازه ی همین 24 سال، کار پیش رو دارم و خیلی برنامه و آرزو.

دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر دارد...

/ 3 نظر / 56 بازدید
عمه

الهی بحق محمدوالش 124ساله بشی درکنارنوه ونتیجه بسربلندی وسلامتی.التماس دعاگل پسر[گل]

عمه

حساب تومن بالای یک دوم عمرم را رفتم خیلی دعام کن .خوب رفته باشم توشه ی خالی وروی سیاه وموی سپید [ناراحت]

بهنام

سلااااااااااااااااااام تولدت مبارک[هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا][هورا]