ای کاش رسم شاهی از رونق بیفتد

دیشب میان گریه هایم آه می رفت

ابروی دلبر چون کمان ماه می رفت

هر نطق سازش لاله ها را خون جگر کرد

خورشید سوی  مقصد و خرگاه می رفت

چون دیو و دَد همسفره هم گشته بودند

با پای خود یوسف درون چاه می رفت

ای کاش رسم شاهی از رونق بیفتد

ای کاش از رفتار ما هم شاه می رفت

ای کاش این ژست تجمل رنگ می باخت

تا گفتمان با سرعت دلخواه می رفت

مردانگی، آزادگی می شد محقق

ای کاش از دل ها هوای جاه می رفت

سازش شده یک گفتمان وای ای شهیدان

ای کاش سازشگر از این درگاه می رفت

ای کاش سازش گر به زیر خاک می مرد

اسلام آمریکایی جانکاه می رفت

در راه ما خار و خسان بسیار هستند

ای کاش دشنه بر دل بدخواه می رفت

شیطان اکبر گوشه ای با رقص شمشیر

احمق به دوشش جای گندم کاه می رفت

یک درصدی ها گفتمان را لنگ کردند

این گفتمان بر روی یک پا راه می رفت

میر مهدی اسدی

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
مهیار

سلام. باریک.... عالی بود.[نیشخند][عینک]

باران

به به ... عالی