شیخ در یاریِ مان، شُل می زند

یه شعر قدیمی که البته توی وبلاگ خودم نزده بودم!

شیخ در یاریِ مان، شُل می زند

أین عمّار آمده زُل می زند

کودک ده ساله میدان آمده

بی بخار است، او فقط قُل می زند

شد وصول، آن نامه ی بی یک سلام

مست گشته، یا که او خُل می زند؟

گر چه دارد بر تنش از ما، قبا

با اجانب شیخ مان گُل می زند

شد فدای مصلحت ها، پیروی

سمت دشمن یکسره پُل می زند

بیشه گشته عرصه ی پیکار شیر

چه چهِ مستانه بلبل می زند

در دل میدان همه یاران به صف

مدعی لاف تشکل می زند

خاص ها عام اند و عامان چون خواص

شیخنا قرآن تَفَأل می زند

بر زمین بیرق؛ در آتش خیمه ها

حرف محکم با تزلزل می زند

کوس رسوایی صفین آمده

اشعری بانگ تعلل می زند

بی ولایت بیرقش همچون زبیر

روی آن شاهِ تنزل می زند

میر مهدی اسدی

/ 2 نظر / 14 بازدید
وبلاگ چند رسانه شیعه

سلام امام علی النقی علیه السلام میفرمایند : فروتنی آن است كه با مردم چنان كنی كه دوست داری با تو چنان باشند . به روز هستیم [گل]

زهرائی

سلام عالی بود می ذارمش توی نوشته های پیشنهادی وبلاگم یا علی