شما فاتحه خوانده اید؟!

 هر بی سوادی هم می فهمد «طعلیغ» غلط است!

چندیست که جریان رسانه ای و غیر رسانه ای نامبارک افراطی؛ بار دیگر به اسم امام و ادامه ی راه امام، سعی در استحاله ی اندیشه های حضرت روح الله  و منحرف کردن انقلاب از ریل را دارد. جریان روشن فکرنمایی که دیروز در برابر نظام مظلوم جمهوری اسلامی ایستادند و سعی داشتند امیدواران به این نظام را در سر تا سر جهان به نا امیدی بکشانند و با آتش افروزی در فتنه ی 88 در برابر هر حقی، شبهه ایجاد کردند؛ با سوء استفاده از شعار اعتدال و امید؛ برای دلداگان و رهروانِ خمینی کبیر آیه ی یأس می خوانند و قصد دارند با بازارگرمی به مطامع خود برسند. قاعدین دیروز؛ آنان که وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردیست بی درمان؛ امروز و پس از سی و اندی سال از آغازِ انقلاب شکوهمند اسلامی، در حالی که از تناولِ گوشتِ انقلاب نقرس گرفته اند؛ چوب حراج به میراث امام روح الله زده اند. میراثی که خیلی هاشان؛ نه تنها یک قطره خون، که حتی یک قطره اشکِ از سرِ خلوص نیت هم برای به دست آوردنش نریخته اند؛

 این جماعت یک درصدی با نگاهی عاقل اندر سفیهانه به ملت عاشورایی ایران می نگرند و سخن از «بخشش طلب 88» می رانند و با جملاتی «ظریف»از رفعِ حصرِ سرانِ فتنه می گویند. آری باید رفع حصر انجام بشود؛ اما آنچه امروز باید از حصر خارج شود؛ منش و روش امام است نه دو عروسک خیمه شب بازیِ تاریخ مصرف گذشته آمریکا و رژیم حرامزاده ی صهیونیستی.

 طلایه داران اسلام آمریکایی، این خودنخبه پندارانِ سر در آخورِ خودگنده پنداران؛ در حالی که دلشان برای پرواز مستقیم به نیویورک و لاس وگاس غنج می رود؛ و قلبشان برای آمریکا می تپد؛ ساده لوحانه؛ سعی در لالایی گفتن در گوش ملتی را دارند که هنوز صدای الله اکبر بیداریش را پس از سه دهه در هر عرصه ای به گوش جهانیان می رساند و لالایی مادران سرزمینش مرگ بر آمریکاست. این جریان که به شنا کردن در خلاف جهت رودخانه ی عظیمِ آرمان های ملت ایران عادت کرده است و در فتنه ی 88 قصد وتو کردن جمهوریت خمینی را داشت؛ امروز با سو برداشت از اعتدال؛ قصد تحریف پیام 24 خرداد را دارد و برای استحاله ی انقلابِ دوم؛ قند در دلش آب می شود و مدام از بخشیدن آمریکا این تروریست دولتی بالذات ؛ با اسمِ رمزِ «فراموش نمی کنیم، اما می بخشیم؛» می گوید و معلوم نیست حضرات، این وکالت را از کجا به دست آورده اند که اینگونه حاتم بخشی می کنند. رفتار این حضرات به رفتار پادشاهان قجر می ماند که روزی مملکت را شوهر می دهند و روز دیگر می خواهند «مجلس را  با ابتکار به توپ ببندند». البته از کسانی که در برج های عاج زندگی می کنند و مردم را از پشت شیشه ی دودی ماشینِ پلاک قرمزشان؛ همیشه سیاه می بینند؛ بیش از این هم توقع وجود ندارد. کسانی که با نگاه «تکنوکرات» خود رأی 2 برابری کاندیدای پیروز را برنتافتند و طبق قاعده ی «راننده تاکسی و لبو فروش» بین مردم خط کشی کردند. این حضرات امروز به حدی از حقارت رسیده اند که خود را رهبر جریان رقاصه ها و جانبازان می دانند؛ که البته اگر دقیق نگاه کنی بیش از آنکه با رقاصه ها دیدار داشته باشند با همجنس بازها جلسات شبانه و روزانه برگزار کرده اند و رهبرآنانند.

اما مگر می شود؛ کودتا و جاسوسی در خاک میهن را بخشید؟ مگر می شود لشکر کشی به طبس را بخشید؟ مگر می شود بر سر خون 17000 شهیدِ ترور معامله کرد؟ مگر می شود 8 سال کمک همه جانبه به صدام جنایتکار را نادیده گرفت؟ مگر می شود حمله ی ناجوانمردانه به هواپیمای مسافربری را فراموش کرد؟! مگر می شود گوانتانامو و ابوغریب را ندید؟! مگر می شود مشارکت در جنگ عراق و افغانستان؛ حمایت از  منافقین ورژیم کودک کش صهیونیستی؛ باندهای قاچاق اعضای بدن انسانِ این حامیان همجنس بازی را از خاطر برد؟ مگر می شود بمب های اتمی این دولت مستکبر و خود بزرگ بین را ندید؟ مگر می شود تحریم ناجوانمردانه ی یک ملت را نفهمید؟ نظام جمهورى اسلامى که اساساً در اعتراض به استکبار پدید آمده است چگونه می تواند پرونده ی سیاه و کینه ی شتریِ آمریکا را بدون حتی ذره ای ابراز ندامت ببخشد؟

مع الاسف برخی اشعری های زمان در کنار عمروعاصان؛ با ساده انگاری می خواهند آمریکا را تغییر کرده نشان دهند؛ کدام تغییر؟ به کجا چنین شتابان؟ بعد از آن همه سخنان «مودبانه» ی رییس جمهور ایران و پلمپ بخش هایی از سایت شهید احمدی روشن، شهید علیمحمدی و اراک که به برکت خون شهدای هسته ای  به بار نشسته بود؛ و در حالی که ما به ازای بسیار ناچیز از طرف غربی دریافت شده بود؛ وزیر امور خارجه ی بی ادب ایالات متحده بار دیگر در حرکتی سخیف و خلاف عرف دیپلماتیک ملت بزرگ ایران را تهدید به حمله ی نظامی می کند. و وندی شرمن مفلوک و جان کری آواره هم مدام از گزینه های روی میز می گوید؛ گزینه هایی که البته رویای کودکی و آرزوی جوانی؛ جوانان مومن سرزمین ماست.

متاسفانه سخن از بازگشایی لانه ی جاسوسی در تهران درحالی به زبان می آید که ذره ای آثار ندامت در طرف مقابل وجود ندارد و رسوایی اخیر شنود مکالمات آنجلا مرکل؛ حکایت از تداوم خوی جاسوسی دولت یک درصدی آمریکا دارد و این اعتماد به فاسق، به نوعی دوری از عقلانیت می باشد. مضاف برآن، این سخنان در حیطه ی اختیارات بیان کننده ی آن قرار ندارد چرا که قانون اساسی به صراحت تعیین سیاست های کلی نظام را از وظایف و اختیارات رهبری می داند.

برخی از مسئولین، متاسفانه بدون کمترین اطلاعی از مسائل نظامی اظهار نظرهای شاز می کنند و به خنجری از پشت به حزب الله تبدیل شده اند؛ به طوری که گاهی اوقات باید مارادونا را رها کرد و «محمد جواد» را چسبید. این حضرات عرصه ی نبرد دیپلماتیک را با گیس کشی های کودکانه اشتباه گرفته اند و استراتژی موهامو ول کن تا موهاتو ول کنم را تئوریزه می کنند. و جالب این که ابوموسی وار در رها کردن مو همیشه پیش قدم بوده و کلاه بر سرشان می رود.

آنچه متاسفانه در این روزها رخ می دهد حاکی از تلاشی برای میراندن انقلاب دوم می باشد؛ غافل از آنکه انقلاب دوم نامیراست. پیام نسل سوم وچهارم انقلاب به سردمداران استکبار جهانی چه از جناح فیل چه از جناح الاغ، چه صهیونیست و چه بهایی و چه فراماسون و حتی به خود فروختگان به ظاهر وطنی؛ یک پیام خمینی زاسیون شده است؛ پیامی که به دنبال شنیدن فریاد مرگ بر آمریکا از ناقوس کلیسا های جهان است.  حالا هرچه قدر می خواهند بگویند که: هیس بی سواد ها فریاد نمی زنند.

پی نوشتی از خمینی کبیر: آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که ما باید فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهورِ ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم.

 میرمهدی اسدی

/ 0 نظر / 25 بازدید