مولای من!

 

مولای من! چه قدر دلم گرفته از این قیل و قال شهر.میدانم که می دانی. هوای گرفته دارد خفه ام می کندهوایی که دمسازش هستم و سازش را دشمنان کوک کرده اند.من چگونه بسازم وقتی که سازم کوک نیست وچه بسازم وقتی که ساز و برگی مهیا نکرده ام.

مولایم ایمان دارم که خدایم به دوزخ نمی افکند، که دوزخ افکندن من شیطان ودشمنان پیامبرش را خشنود می کند و بهشتی شدنم برعکس.و درگاه او درگه نومیدی نیست

یا سیدی!یاقسیم الجنت و النّار!یا وارث ذوالفقار!یاغائب از دیدار!یا طبیب الدوّار!هنوز در این دنیای بی حیا و پرخار اندک شرمی تهِ کوله بارم پیدا می شودکه سر به زیر باشم.کاش گناهانم فراموشم می شد و فراموشت می شد و فراموشش می شد!امّادریغ که این صفت سلبیّه است!

مولای قتیل العبراتم!امروز ازخودم می پرسم،به کدامین گناه من اشک می ریزی؟

مولای اسیر الکرباتم!امروز اسیر غم کدام ذنب ابناء بشری؟

واز خودم می پرسم که چه کرده ام که بیایی؟جز آنکه گفته ام خداکند که بیایی؟

پدر رئوف امّت کمکم کن...کمک کن تا زمینه ساز شوم کمک کن تا خار نشوم و ره نبندم .کمک کن تا غصه نخورم در غم جدایی. کمک کن تا برسم به لحظه ی رهایی ،کمک کن آقا به گدایی ،کمک نما که بیایی

مولای من از خدا بخواه که حالم را خوب کند.احسن کند! و چشم هایم را از گناه بشوید و به آسمان باز کند تا قلبم آسوده پرواز کند. ومن کیستم در این دایره ی خلقت؟

امّا تو!خاطره نیستی چون فراموش نمی شوی ،شمع نیستی چون که خاموش نمی شوی،ازهمه عالم پرسیدم کس خبر نداشت،تو کیستی که در آغوش نمی شوی؟و چه غم انگیز است دل به ابر سیاه بستن و دل از رخ ماه گسستن به امید دمی چو مسیحا! به انتظار پگاه نشستن...در امتداد جاده ی تنهایی بر روی خط انتظار نشسته ام،

آقا بیا

 میرمهدی اسدی

/ 2 نظر / 5 بازدید
بی نشان

سلام وبلاگ زیبایی دارید.اجرتون با اقا http://bermoodayekhoshki.persianblog.ir

مهیار

بسمه تعالی بانوی جمل سوار گفت ولی نگفت! اصل شعر طبق نظر کمیته صیانت از اشعار گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز بره ها نیز نبایست "علف" را بخورند تا در این بیشه غذای دگری هست هنوز اعتراضات به پایان نرسیدست، چرا؟ در اوین پیرهن گوره خری هست هنوز و سیاست به نهایت نرسیدست بدان توی این قمقمه تا شیر خری هست هنوز شیخ ما گفت فلان چیز!فلان جا، یعنی توی گل مانده تر از میر ...[1] هست هنوز اهل فرهنگ و هنر شیفته این سبکند در کمر های پر از "قر"، فنری هست هنوز! پشت گوش "خر شیطان" هم عجب مخملی است مخملی نرم تر از گوش خری هست هنوز؟ پسر و دختر این ایل! به بازی برسید خوب شد آتشی و "لولاگری" هست هنوز "لجن سبز" در این ایل مقدس شده است و مقدس تر از آن "چیز" تری هست هنوز جمعه با غسل جنایت! به "جماعت" برویم کفش پوشیده و دختر-پسری هست هنوز نیت قرب به VOA و BBC یا توی این دهکده[2] محبوب تری هست هنوز؟ فکر هفتاد و دو تن سازی مان ابتر شد مغز خر خورده ای و فتنه گری هست هنوز؟