شقشقیه

حسنک آمده است

گاوها خوشحالند

دشمنان غرق سرور

حسنک می گوید:

سرزمین تاریک است

با خودش آورده

رنگ شب در پس نور

گاوها خوشحالند

پای کوبی کردند

شب میلاد این بار

تو فراموش امّا

من به یادم آمد!

9 دی یادت هست؟

رنگ سبزی که به قلّاده ی سگ ها افتاد

فتنه گر آمده است

بوی خون می آید

زوزه ی فاحشه ها

و صدای کف و سوت

بوی آتش زدن بیرق عبّاس آمد

و همه مردم این شهر خداجو شده اند

و در آن روز که در قلب ولی عصر(عج) عزاداری بود

زیرِ حافظ اوباش

مرگ بر اصل ولایت گفتند!

گاوها خوشحالند

حاج صادق ول کن

کاروانت دیگر

چه نوایی دارد؟

نینوا خونین است

جای تو آوردند

دختری همچو پگاه

شهرتش مثل تو است

لشکر آماده شده

با علی می جنگد

گاوها خوشحالند

آب بستند به خون

به تفکر به سوال

حسنک رفته موال

تا بپرسد که کجا حق دارد؟!

و حسین ابن علی تنها ماند

گرچه در عاشورا

سینه زن بسیار است

13 قرن گذشت

فاطمه پشت در است

پسرش بی یار است...

گاوها خوشحالند

بعد از این در افطار

سبز پوشِ اموی

 ربّنا می گوید

روزه ها باطل شد

یادتان رفت پس از شادی ها

و پس از خوردن می

و پس از سوت و کف خردادی

و پس از...

یادتان رفت دمی غسل جنابت بکنید

حسنک آمده است

گاوها زاییدند

اکبرآقا ریشو

متحجر شده بود

ریش و پشمش را زد

زیرِ لب ها جا ماند

نور بارید به افکار کجش

فاطمه اُمُّل بود

چادرش را برداشت

فکر او روشن شد

و مبارک باشد

بر شما کشف حجاب

که رضا خان امروز

با هویج آمده است

و چماقش شده نرم

فیس بوکی شده رسمش انگار

سر برآورده سگی

از پسِ بنزِ کروک

پرده ها افتاده

و همه با جگر خود مشغول

عده ای خون جگر

عده ای ...

بی خیالش ول کن

چند شد نرخ دلار؟

گاوها خوشحالند

حسنک آمده است

همره آورده کلید

تا به تدبیر پرز بگشاید

آن در پشتی را

و علی در را کند

فتح خیبر کردیم

شمر ها از در پشتی به کجا بگریزند؟

اعتدالش کذب است

گر امام افراطی ست

فتنه ای در راه است

حق و باطل گویی

در هم آمیخته باز

و منم یک سرباز

بشکنم گردن سازش گر را

گاوها خوشحالند

حسنک آمده است

13 بنویسم

روبه رو بیست و چهار

کودکان می دانند

که کدامش بیش است

11،یک میلیون

سه و نیم، یکصد هزار

ادعاشان کذب است

آمده فصلِ بهار

روسیاهان رسوا

رفته از چهره ی شیخ

سال ها رنگِ خدا

این وسط می گویید

پسته ی اکبریِ نوبرِ رفسنجان، چند؟

فومنی می تازد

مهدی و فاطمه آزاد ترند

فکرِ نفتند هنوز

فکرِ میراثِ پدر

فکرِ تشکیلِ لُژند

فکرِ اشرافیتِ شیک و مدرن

فکرِ آزادیِ دانشگاهند

تا به بندش بکشند

فکرِ اعدامِ مخالف هاشان

فکرِ تعیینِ کفِ نرخ دلار

فکرِ سانسورِ خدا

وقت آن است که بر ضدِ خدا کاری کرد

دین تحجر بشود

وخمینیِ کبیر

راهیِ موزه ی تاریخ شود

وهزاران آیه

متناقض باشد

بنویسند زقرآن نُسَخی تازه ونو

نسخه ای تگزاسی

وقت آن است که حرفی بزنند

فتنه راه اندازند

چون جمل آماده ست

وقت آن است که بر ضدِ خدا

به خیابان آیند

سایه ی دین و ولایت برود

و بیانیه دهیم

تا که اخراج شوند

چون به فرمان ام آی سیکس و مدد های مجدّانه ی استخبارات

و نفوذِ لابیِ اف بی آی

کدخدا، گشته خدا

شیخ با او بسته

واژه ها لفّاظی

و حقوق بشریت بازی

ما گیوم ها هستیم

و بشر یعنی غرب

و لابیِ آی پَک

کُلِّ دعوا این است

سلطه گر سلطه پذیر

گرگ ها و رمه ی برّه و بز

همه حرفم این است:

«انقلاب آمده انسان باشیم»

گرگ ها می گویند:

«برده ی نان باشید»

گاوها خوشحالند

حسنک آمده است

ریش یعنی حاجی

مابقی هم پشمند

حاج آقا سکولار

خود نویسش اصل است

می نویسد املا

و معلم لیبرال

آب، بابا، سازش

وهوا طوفانی ست

و بسی پس باشد

کدخدا می آید

وقتِ بستن با اوست

کدخدا نان را داد

وخدا رفته زِ یاد

او که عزت می داد

حسنک آمده است

گاوها خوشحالند

چه کسانی گاوند؟

حضرت گاو کسی است

که به آتش بکشد مسجد لولاگر را

عذر خواهی بکنم من از گاو

گاو هم می فهمد

بین کفتار و شغال همگی با شرفند

رو سفیدند همه گله ی گرگان و وحوش

پیش این نا اهلان

لشکر خولی و شمر

مفتخر می باشند

به حمایت شدن از جانب یک قومِ نجس

اوباما با آنهاست

وهمین فرقه ی ضاله

دلشان گرم به آتش زدن سطل زباله

و بریزند به حلقوم نجس هرچه پیاله

ای بردار جانم

گاوها آنانند

 که درآن ماه صیام

روزه خواری کردند

 مرگ بر اصل ولایت گفتند

با نجسّان جهان

با رژیمِ نجسِ کودک کُش

با تجاوز کاران

مطرب و رقّاصه

وخلاصه همه ی نااهلان

خودمانی شده اند

و در آن روز بزرگ

بینِ امت دیدم

گاوها در کفِ چمران بودند

باز هم یک درصد

گاو ها گرچه کمند

متوهم شده اند

بین مردم دیدم

گاوها می رقصند

به خدا خواهم کشت

هر کسی خون برادر را ریخت

جگرِ سید علی را خون کرد

وچه خوش گفت دمی شاعرِ صاحب خردی

«گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند

شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز»

چه کسی می گوید

گرگ ها سانسورند؟

چه کسی سانسور است؟

لشکرِ فاحشه ها؟

فراهانی و پگاه؟

گنجی و نوری زاد؟

شیخِ یزدی؟ اکبر؟

همه ی لشکر کفار تریبون دارند!

چه کسی مظلوم است؟

مردمِ مومنِ حزب اللهی

سهم آنها شاید

هفته ای یک ساعت

و تماشا کردن...

بچه حزب اللهی

سالها سانسور است

از شهیدان مانده

عکس هایی در قاب

یادمان می سازند؟

راهشان سانسور است

همه جا اسم امام

نرم نرمک گویا

راهِ او محو شده

در خزانی پُرِ برف

راهِ ما گم شده است

راهِ سازش ممنوع

راهِ تسلیم هرگز

راهِ لاشرقی و لا غربیه

سیدم همچون شمس

راه را روشن کرد

گرچه ما جا ماندیم

استوار است هنوز

و همه چشم جهان

به یدِ سید علی

چه کسی می داند؟

رای سید علی فاطمه کو؟

میرمهدی اسدی

/ 9 نظر / 2 بازدید
بهنام

سلام مهدی جون فوق العاده بود تو دهنی محکمی بود به دهن بعضیا خوشحالم دوستی مثل تو دارم خدا انشاا.... نگه دارت باشه

پیمان خسروی

سلام اتفاقا می خواستم ازت بپرسم گفتم فضولی میشود !!!!! ایول بابا دمت گرم گل کاشتی ... احسنت ... دمت جاوید ...

پیمان خسروی

سلام احسنت ... شعر بسیار زیبایی بود بعضی جاهاش رو اگر بگیری میتونی انتشار عمومیش کنی دمت جاوید طبعت پایدار ...

محمدسعید

سلام عزیزم خودمونیما واسه خودت یه پا شاعری!!! خدا اجرت بده کاش مردم هم اینا رو میفهمیدن مرسی داری.....

vahid

سلام... ایول...واقعا خوب بود... اجرت با خودش...این بیت از حافظ هم صله ی شعرت.... بانگ گاوی چو صدا باز نهد عشوه مخر@سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد... که متاسفانه برد...

سید بابک

دم شما گرم! پرچمت بالا! زدی تو خال! ای ولا!

مهیار

ای .... بدک نبود !! داری رشد میکنی...!!! . . . شوخی کردم ، خوب بود. [نیشخند][عینک]

باران

احسنت شعر خیلی جالبی بود و البته خاطرات دردناک اون روزها رو زنده کرد ان شاء الله ذوقتون بیش از پیش خرج اسلام و انقلاب بشه {پیشنهاد می کنم الفاظ سانسوری تو شعرهای بعدی جایگزین پیدا کنه .. این برای شاعر متبحری مثل شم اسونه} خدا خیرتون بده

بچه مسجدی ها

شعر زیبایی بود و نشان از توانایی شما اما حسنک تازه از راه رسیده جزء ماجرا نبود شاید هم من حسنک را اشتباه شناختم. آخرش هم کمی حماسه حزب الله را بیشتر قلم می زدید. بازم به نظرم شعر را اخیرا یعنی در سالگرد آن روز سروده اید.