کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

میم مثل مقاومت ؛ سین مثل سازش

کودکان فلسطینی این روزها، مانند همه ی روزهای 6 دهه ی گذشته زیر چکمه ی ظالم درس می خوانند، 1700 کودک شهید؛ قربانی رویای موهوم نیل تا فرات شده اند؛ رویایی که به کابوسی تعبیر ناشدنی می ماند و فلسطین از نهر تا بحر امروز نه فقط به عنوان یک قطعه زمین بلکه به عنوان حیثیت تمام آزاد اندیشان و مستضعفان و به عنوان ناموس عقیدتیِ ظلم ستیزان به کانونی برای مبارزه تا پاک شدن ظلم و جور تبدیل شده است. این روزها کودکان فلسطینی الفبای مقاومت را با بسم الله الرحمن الرحیم، شروع می کنند

الف؛ مثل انتفاضه؛ نماد پیروزی خون بر شمشیر و مصاف سنگ با تانک

ب؛ مثل بصیرت، بصیرتی که شاید چون شیر مادر از بدو تولد به فرزندان فلسطینی آموخته می شود که چنین کودکان مبارزی دارند

پ؛ مثل پایداری؛ عزم راسخ و اراده ی تمام نشدنی مقاومت

ت؛ مثل تنهایی، تنهایی پابرهنه ها و مظلومان عالم در مصاف با غول رسانه ای و یک درصدیِ مستکبران

ث؛ مثل ثانیه؛ هر ثانیه تنفس گازهای شیمیایی که رژیم نسل کش و کودک کش صهیونیستی بر سر فلسطینیان می ریزد

جیم ؛ مثل جهاد؛ جهادی که از نسخه ی اسلام آمریکایی حذف شده، امّا کودکان فلسطینی با زبان و قلم و سنگ  به آن پایبندند

چ؛ مثل چشم؛ چشم هایی که گاز های شیمیایی از کودکان فلسطینی گرفت تا آزادی را نبینند

ح؛ مثل حماسه؛ حماسه ی پیروزی 33 روزه و 22 روزه و 8 روزه در برابر باصطلاح قوی ترین ارتش منطقه

خ؛ مثل خمینی کبیر که روز قدس را، نماد مبارزه کرد و مثل امام خامنه ای که در این راه استوار ماند

دال؛ مثل دیوار؛ دیوار تبعیض آمیز حائل که نژاد پرستان غاصب کشیده اند

ذال؛ مثل ذلّت؛ ذلت سازمان ملل و ایالات متحده در برابر لابیِ آی پک

ر؛ مثل رمضان؛ روزه داری بدون آب بدون برق و در سایه ی اشغالگر

ز؛ مثل زمین؛ زمین و خاک مادری

ژ؛ مثل ژاکت؛ ژاکت انفجاری که شهادت طلبان به تن می کنند

سین؛ مثل سازش؛ تسلیم در برابر کدخدا؛ بستن با زورمدار، خیانت به فلسطین

شین؛ مثل شهادت؛ جان دادن در راه آرمان برای آزادی برای عدالت

صاد؛ مثل صبر؛ صبر مادران بی فرزند؛ صبر فرزندان بی مادر؛ صبر کودکانی که یتیم شده اند و خطبه ی جهاد می خوانند

ضاد؛ مثل ضرورت؛ ضرورتِ گذشتن از همه چیز از همه کس برای اثبات مسلمانی

طا؛ مثل طاغوت؛ طاغوتی که با طوفان درو خواهد شد

ظا؛ مثل ظالم؛ ظالمی که هر روز هر ثانیه و هر دقیقه ممکن است به جان و مال و ناموس تجاوز کند

عین؛ مثل عقیده؛ عقیده ای که رمز حیات است

غین؛ مثل غربت؛ غربت آوارگان فلسطینی در جنین، صبرا و شتیلا، و غربت در بزرگترین حصار جهان؛ غزه

ف؛ مثل فقر؛ دستان خالی و چشمانِ شرمنده ی پدران و مادران فلسطینی

قاف؛ مثل قبله؛ قبله ی اول مسلمین مسجد الاقصی

کاف؛ مثل کلید؛ کلید خانه ای که شصت سال از آن دوری امّا هنوز به امید بازگشت آن را نگه داشته ای

گاف؛ مثل گلستان؛ گلستانی پر از گل های لاله به امید آزادی

لام؛ مثلِ لقمه؛ لقمه ای حلال با چاشنیِ مقاومت

میم؛ مثل مقاومت؛ آرمان، راه و وظیفه ای که ان شاالله به هدف می رسد

نون مثل؛ نماز؛ نمازی که باید 50 ساله باشی تا بتوانی در قدس شریف بخوانی

واو؛ مثل وجدان؛ وجدان های بیداری که در کشتی آزادی مورد هجوم سگ های صهیونیست قرار گرفتند

ه؛ مثل هویت؛ من فلسطینیم القدس لنا

ی؛ مثل یاری؛ یاری تمام آزادگان و محرومان و پابرهنگان و مظلومان به نماد مقاومت؛ فلسطینِ

امروز؛ کودکان امروزِ فلسطینی، کودکان دیروز فلسطینی و کودکان فردای فلسطینی چشم انتظارِ کمک ما هستند؛ هر کدام از ما وسعی داریم؛ یکی قلم، یکی ثروت، یکی قدرت، بیایید حتی به اندازه ی یک فشنگ یک لبخند یک دست نوازش بر سر کودک مظلوم فلسطینی در پیروزی قطعی و ان شاالله نزدیک مستضعفان شریک باشیم

نصر من الله و فتح القریب

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا