کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

چه شد که این گونه شد؟! (قسمت سوم)

کدام احمدی نژاد؟!

برای امت حزب الله کماکان میزان حال فعلی افراد بود. و اعتقاد به ثبات حال افراد اعتقادی مخدوش و نافی اختیار انسان تلقی می شد...

 پروژه ای که در گذشته کلید خورده بود دوباره شدت می گیرد و هدف آن وارونه نشان دادن نقاط ضعف و قوت رییس جمهور است! جریانی که مانور تجمل داده اند به مصاف ساده زیستی می روند و تفکرِ تعهد و عدالت محوری را با تکنوکراسی هدف می گیرند! برای این جریان مردم همه ی مردم نیستند، هرچند منافقانه شعار های دیگری می دهند! امّا به راستی امت حزب الله کدام احمدی نژاد را دوست ندارند؟ احمدی نژادی که با شعار های انقلابی اقدام به گشودن حلقه های بسته ی مدیریتی کرده است؛ با فساد مبارزه می کند، سفرهای استانی اش نوید دولت مردمی ایجاد کرده است، مشی عمرانی و خدمت در پیش گرفته  و قطار انقلاب را به ریل باز گردانده  و در زمینه ی سیاست خارجی نیز با عملکردی قوی صدور انقلاب را در پیش گرفته است و به جای گفتگوی تمدن ها و صحبت با یک درصدی های غربی، به دیپلماسی عمومی روی آورده و با 99 درصدی ها همراه شده است، و با سه سوال درباره ی هولوکاست، حیثیت لیبرال دموکراسی و تو خالی بودن ادعای آزادی بیان را اثبات می کند (هرچند که تنگ نظران این اقدامات را ماجراجویی و تنش زایی نامیدند که باعث انزوا شده است، که البته فقط برگزاری اجلاس عدم تعهد در تهران برای بطلان این ادعا کافیست)،  احمدی نژاد زخم خورده از باند های قدرت و ثروت و دارای مدال افتخار مبارزه با امپریالیسم، کاپیتالیسم و لیبرالیسم  ویا احمدی نژادی که به واسطه ی جنگ روانی دشمن و حضور عناصر منحرف که توسط پدرخوانده ی گوش به فرمانِ غربی ها در اطراف او کاشته شده اند؛ از رای 24 میلیونی ملت دچار سوء برداشت می شود! احمدی نژادی که، خانه نشینی 10 روزه می کند. علیرغم تاکید رهبری معظم انقلاب مبنی بر وحدت و روشن کردن مصداق خیانت، در مجلس یکشنبه سیاه را رقم می زند{ البته محکوم بودن احمدی نژاد در این ماجرا نباید سبب غفلت از باند های قدرت و ثروت و گوش به فرمان های «پدر خوانده» شود}. احمدی نژادی که ملت دوست ندارد احمدی نژادی ست که شعار بهار می دهد نه احمدی نژاد مقاوم! امّا سیاه نمایی، بی انصافی، سوء تدبیر و در یک کلام بی تقوایی، وارونگی ضعف و قوت را رقم می زند! مفهوم مقاومت با گرسنگی گره می خورد در حالی احمدی نژاد با شعار های مقاومت از احمدی نژاد بهاری اقتصاد بهتری داشت؛ در این زمینه ضعف بچه حزب اللهی ها در اقناع مردم مشهود است! بگذریم...

 در اولین روز های بهار 92، برای خطِ اصیل حزب الله روشن است که این بار مدل نظرسنجی جواب نخواهد داد و همه چیز در هفته ی آخر مشخص می شود! در این میان عده ای به جای فریاد زدن 100 انقلاب اسلامی و معرفی گفتمان خانه به خانه به دنبال مصداق می گردند، یکی از سران فتنه{ به گفته ی وزیر اطلاعات مدارکی وجود دارد که هاشمی از سران فتنه است}به همراه سرکرده ی حلقه ی انحرافی در انتخابات ثبت نام می کنند! و سعی در تقویتِ قدرتِ چانه زنی و عبور دادن یک فرد خاص از فیلترِ شورای نگهبان دارند! با اعلام تایید صلاحیت ها و نتایج نظرسنجی های اولیه، به وضوح مشاهده می شود که کاندیدای گفتمان انقلاب با نسبت بالا در صدر قرار دارد، لذا حنجره های فاسد برای لجن پراکنی علیه او  به سخن می آیند! با وجودی که تازه سفرهای استانی شروع شده است در جبهه ی مقابل، ائتلاف، قطعی به نظر می رسد! ضعف در گفتمان سازی و کار تشکیلاتی در جبهه ی گفتمان انقلاب واضح و مبرهن است! امّا هنوز عده ای که پیام نهِ دی را به درستی دریافت نکرده اند برای دفاع از گفتمان مظلوم انقلاب برای به میدان آمدن احساس تکلیف نکرده اند! عده ای نیز که دردهه ی 80 نطق ها کرده بودند، در سکوتی عجیب، به عرصه وارد نشدند! همه چیز به مناظره آخر کشیده می شود، در جایی که به نظر می رسید، سعید جلیلی، و حسن روحانی محور اصلی بحث باشند، در تاکتیکی حساب شده حسن روحانی مخاطب خود را قالیباف قرار داده و با ذکر کلمه ی معروفِ گازانبری، رای های قالیباف را که با سبدِ رایِ خودش اشتراکی انکار ناپذیر دارد به کیسه ی خود هدایت می کند و علی اکبر ولایتی در اقدامی مشکوک برای سوزاندن وقت سعید جلیلی و عدم تقابل او با روحانی بحثی انحرافی را مطرح می کند؛ بحثی که به دیدار چند روز گذشته ی باهنر با هاشمی و باهنر با ولایتی، بی ارتباط نیست!

آری به روحانی= آری به اصلاحات؟

 وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ بقره 11

وچون به آنان گفته  در زمین فساد نکنید؛ گویند هر آینه ما اصلاح طلبانیم

انتخابات 92 با همه ی شیرینی هایش به پایان می رسد و نتیجه ی آن بر ادعای تقلب، مُهرِ بطلان می زند! طرفین یک درصدی دعوا سعی در مصادره ی آرای رییس جمهور منتخب دارند! ازآنجا که قضاوت درباره ی املای ننوشته ی رییس جمهور بر خلاف تقواست؛ پیش بینی ها را در سینه نگه می داریم امّا نکته ی قابل تامل، سبدِ رایِ رییس جمهور منتخب است، سبد رأیی که برخلاف ادعای بعضی از حضرات، در روستا ها و شهرهای کوچک، که فضای گفتمانی آنچان برآنها حاکم نیست؛ سنگین تر است! از طرفی در شوراهای بسیار از شهرها، ثقل آرا با خط کشی به ظاهر مقابل با جریان افسادطلب است! به نظر نویسنده این رأی از چند جهت قابل بررسی است! رییس جمهور منتخب از دید عدّه ی بسیاری از رأی دهندگان فردی ولایت مدار است و مورد تأیید رهبری، چرا که ایشان از سخنان مقام معظم رهبری به درست یا غلط که بحث در مورد آن در این مجال نمی گنجد، در فیلم تبلیغاتی خود استفاده کرد و سابقه ی مبارزاتی خود را به تصویر کشید! مردم به فردی رأی دادند که برای اولین بار کلمه ی امام را برای خمینی کبیر(ره) استفاده کرد! به فردی که سردار نقدی مدح او را گفته است، به فردی که در کسوت روحانیت است و... نکته ی قابل توجه این است که جریان افسادطلب که مفتخر به حمایت از جانب نجس ترین نجسّان عالم و به آتش کشیدن پرچم اباعبدالله است، سقف رأی 10 درصدی دارد؛ نه از موضعِ توبه و اصلاح که از موضع طلبکارانه، سعی در مصادره ی آرای رییس جمهور منتخب دارد!

به هر روی آقای حسن روحانی با بعد از تنفیذِ حکمش از جانب امام خامنه ای رییس جمهور همه ی ماست و همه باید به ایشان در این مسئولیت خطیر کمک کنند؛ لکن خرداد 92 باید زنگ خطری بزرگ برای بیداری جریان حزب الله باشد؛ نیروهای حزب اللهی باید حول رهبری اتحاد کرده و از دعواهای بچه گانه پرهیز کنند؛ خرداد 92 هرچه یود به تاریخ پیوست، و باز کردن زخمش مگر برای ضدعفونی(عبرت)، گرهی از مشکلات باز نمی کند! امروز عرصه ی هنر، فرهنگ و رسانه، مهم ترین عرصه های فعالیت برای نیروهای حزب اللهی است تا به لطف خدا بهترین تقدیر برای ملت ایران در خرداد 96 رقم بخورد! ان شاالله

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا