کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

ابوموسی اشعری که بر علی تحمیل شد

درد دل های آن روزهای سید علی

سلام شیخ. حالتان چطور است؟ شنیده ام آلزایمر گرفته اید و مدتی است کمافی السابق مهمل می گویید. حافظه ی تاریخیتان از اول هم ضعیف بود. همان روزهایی را می گویم که پای جک استراو روی میز بود و شما التماس می کردی و پاچه را نوازش می نمودی و اصلا یادت نبود که نماینده ی مملکت 2500000 شهیدی هستی، صفرهای سه هزار میلیارد را بلدی بشماری امّا نمی دانم چه مرضی عارض شده که صفرهای 2500000برایت قابل شمارش نیست. ملتفتی که آن روزهایی که تو التماس می کردی، امت و امامش خون جگر می خوردند. همان روزها که شیعیان علی در قم تحصن کردند و سید علی پیام داد: "مالک ها برگردید." آن روز هایی را می گویم که رفقایت در مجلس تحصن می کردند و خروج از حاکمیت را فریاد می زدند. چه شد که شما دلسوز نظام شدید؟ سید علی آن روزها می گفت: (این که بعضى از مسؤولان و نخبگان - چه در مجلس و چه در دولت و سایر بخشها - اظهار نظر کنند و ریش بجنبانند که اگر فلان طور شود، مردم شرکت نمى‌کنند، وظیفه‌اى نیست که یک مسؤول در نظام جمهورى اسلامى دارد؛ این را توجّه داشته باشید. وظیفه مسؤولِ امین که خود را جزو دستگاه مى‌داند - آن که نفوذىِ داخل این دستگاه است، بحث دیگرى دارد - این است که حق ندارد طورى حرف بزند که نقطه مقابلِ مصالح نظام اسلامى است... چرا مردم در انتخابات شرکت نکنند؟! خیلى هم خوب شرکت مى‌کنند. البته مردم به این حرفها اعتنا نمى‌کنند... تلاش مسؤولان و دوستان گوناگون و مطبوعات باید این باشد که مردم را تشویق کنند و فضا را فضاى شوق‌آورى نشان دهند. البته بیشترین تأثیر را رفتار من و شما مى‌گذارد. اگر ما در خدمت مردم باشیم، براى مردم کار کنیم، احترام آنها را نگه داریم - مردم خیلى خوبند - شرکت مى‌کنند و قدر این انقلاب را هم مى‌دانند) یادتان رفته نامه ی 127 نفره آن روزهای افسادطلبان را که به علی جام زهر تحمیل می کردند؟ آن روزهایی که لایحه ی کنوانسیون حقوق زنان ولو غیر شرعی باید تصویب می شد تا شیخ افسادطلب فخر «تمدن» بفروشد. آن روزهایی را می گویم که کاریکاتور علمای دین را می کشیدید و نشریات زنجیره رفقایتان هر غلطی می خواستند می کردند. ظاهرا این هشت سال خیلی بر شما سخت گذشته که چون خواننده های زیرزمینی کلید به دست گرفته اید و نماد برخی از فرقه های ضاله را نشان می دهید. احتمالا قصد دارید برگردید و با سید علی تسویه حساب کنید و یا نعوذ با...  کاریکاتور خدا را هم بکشید. البته آن روز ها حضرات افساد طلب فریاد خفقان و از بین رفتن آزادی های مدنی می زدند و یادتان هست سید علی با منافقین، قیاستان کرد و فرمود: ( اوایلى که عراق حمله کرده بود، وظیفه همه معلوم و مشخّص بود که چه‌کار باید بکنند؛ اما منافقین که در آن وقت در تهران و در شهرهاى دیگر فعّال بودند و آزادانه حرکت و سخنرانى مى‌کردند، دائماً مى‌گفتند آزادى نداریم! مثل امروز که بعضى کسان هرچه به ذهنشان مى‌آید، مى‌گویند و هر طور هم که دلشان مى‌خواهد، کار مى‌کنند، آن وقت یکى از شعارهایشان این است که آزادى نداریم! نمى‌فهمند که خودِ این ادّعا موجب تمسخر آنها مى‌شود…) می گویید نماینده ی سید علی بوده اید! عجب در هنگامه ای که با مکر عمر و عاص قرآن بر سر نیزه می آید و علی به مالک ها فرمان برگشت می دهد؛ چه تضمینی وجود دارد که حکمیت تکرار نشده و ابوموسی اشعری بر علی تحمیل نشده باشد. فرمودید که فراجناحی هستید. آری اصحاب سفره بودن و غنیمت خوردن که جناح نمی شناسد. هر جا باد بوزد و چرب تر باشد؛ آنجا فرود می آیید. در ضمن هروقت هم شمشیر به گردنتان رسید به اقتضای زمان، روز را شب و شب را روز می کنید. یا شیخ یادت هست چقدر به غربی ها التماس می کردی؟ خاویر سولانا می گفت: وقتی تلفنی با تو در مورد سانتریفیوژها مذاکره می کرده، در مَوال بوده است، احتمال منظورت از عزت همان التماس کردن برای سه سانتریفیوژ است. آن روز ها سید علی می گفت: (همه مراقب باشند که به دشمنِ نظام اسلامى به هیچ نحو - چه با همسویى و چه با همجهتى و چه با موضعگیرى و حرف زدن و اقدام کردن - کمک نکنند. یکى از موضوعاتى که منافى با تقوا و پرهیزکارى است، همین موضوع است)

یا شیخ برای عزت مذاکره با خدا بهتر نبود؟ که" من کان یرید العزه فلله جمیعا" شاید این آیه هم از  نسخه ی قرآنِ اسلامِ آمریکایی که یکی از پرچمدارانش هستید حذف شده باشد. نمیدانم آن روز ها صدای سید علی را می شنیدی که می گفت: ( برخى از بى‌تابیهایى که انسان در این قضیه{ نشست سعدآباد} از دانشجویان، آحاد مردم و یا بعضى از مطبوعات دید که دغدغه داشتند، خوب هم هست و نشان‌دهنده این است که روى عزّت و استقلال ملى در جامعه، حسّاسیت زیاد است ) راستی گفتی از رهبری اجازه گرفته ای برای آن عقب نشینی های خفت بار؛ خواستم یادآوری کنم، زمانی که شما و دوستانتان به فکر سازش بودید و ماندن بر سر حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، را هزینه ساز می خواندید و دنبال آن بودید که غرب خودش نیروگاه بسازد و سوخت بدهد، سید علی می گفت: (آنچه که تاکنون جمهورى اسلامى قبول کرده، این است که بیایند و عملیات غنى سازى‌ را - که در نقطه مشخّصى است - ببینند؛ که آنها هم آمدند و دیدند که وجود دارد و اجازه هم داشتند که هرجاى دیگرى هم که خیال مى‌کنند عملیات غنى‌سازى هست، بروند و ببینند، تا بدانند که تبلیغات صهیونیستها دروغ است. این یک راهِ مسالمت‌آمیز براى حفظ فناورى هسته‌اى است.
 
ما به هیچ قیمتى حق نداریم این فناورى را از دست بدهیم. این‌که بعضى کسان تبلیغ مى‌کنند که چیز زیادى به‌دست نیامده، این هم درست نیست. این را بدانید که آنچه به‌دست آمده، بسیار برجسته و زیاد است. اگر زیاد نبود، دشمنان ما را این‌قدر حسّاس نمى‌کرد... اگر آنهایى که واردِ این گفتگو با مسؤولان جمهورى اسلامى شدند، بخواهند با جمهورى اسلامى سرِ این قضیه به چالش بیفتند و زیاده‌طلبى کنند، همه چیز به هم خواهد ریخت و قطعاً از جمهورى اسلامى تو دهنى خواهند خورد و بلاشک ما در این زمینه مطلقاً حاضر به دادن هیچ امتیازى نخواهیم بود... اگر قرار باشد دشمنان یا مراکز قدرت، فزون‌خواهى کنند و سنگر به سنگر جلو بیایند و ما هم عقب‌نشینى کنیم، این مى‌شود تسلیم، که به هیچ‌وجه درست نیست و اجازه چنین کارى هم داده نخواهد شد... هرجا احساس کنم که برخلاف ضوابط، اهداف و عزّت ملى و جهتگیرىِ نظام اسلامى کارى انجام مى‌گیرد، مطمئنّاً نخواهم گذاشت و جلوش را مى‌گیرم... آن نیروگاهى که غربیها بخواهند براى ما بسازند و سوختش را هم بدهند، به درد ایران نمى‌خورد؛ آن به گروگان دادن ایران و ایرانى است...). و جالب این که چند سال بعد در جمع دانشجویان یزد سید علی می گوید که آن دولتی که عقب نشینی کرد باید اولین گام را بردارد.یعنی شما مصداق بارز کلمه تسلیم می باشید. بگذریم این روز ها وقتی از اطراف بعضی از باصطلاح ستاد های انتخاباتی عبور می کنم بوی کباب و رنگ فحشا خود نمایی می کند و بعضا برای افراد فاقد مکان جهت روابط نامشروع اتاق هایی امن با نام ستاد فراهم شده تا هر طور خواستند بخورند و بپوشند و...! از این هم بگذریم که بو های خوبی به مشام نمی رسد. یا شیخ! می خواهم نظرتان را در مورد هم پیاله شدن دوستانتان با ورشکستگان سیاسى و مطرودان امام و انقلاب بپرسم؟ همان  کسانى که تا بالاى سرشان زیر بار منّت جمهورى اسلامى و مردم انقلابى و مسلمان است و جمهورى اسلامى و این مردم به آنها آزادى داند و آنها را از محنتهاى سنگین و شدید رهاندند؛ اما آنها نسبت به امام، انقلاب و مردم قدرناشناسى کردند؛ نمک خوردند و نمکدان شکستند و الان دلشان را به این خوش مى‌کنند که امریکا ایران را تهدید کند! کسانى که هر بهانه و تهدیدى که امریکاییها و صهیونیستها علیه جمهورى اسلامى مطرح و عَلَم کنند، از پیش خوشحال مى‌شوند؛ آنهایی که در نظام جمهورى اسلامى ورشکستگانِ به تقصیرند؛ کسانى که با مردم قهرند، مردم هم با آنها قهرند و نسبت به آنها بى‌اعتماد. باز هم به اشاره بسنده میکنیم و عبور می کنیم که هرچه بیشتر تفرس کنیم بوی گند همه جا را فرا می گیرد.

حضرت استاد منظورتان از اعتدال این است که نیمی ازحق و نیمی از باطل را می گیرید، و مانند «پدرخوانده» بعضا  آنها را با هم مخلوط می کنید و فتنه ایجاد می کنید. آیا افراط همان "اشدا علی الکفار" است. در نسخه اسلام آمریکایی قرآنتان محمد صلی ا... علیه و آله افراطی بوده اند. جناب شیخ به شما توصیه ای دارم به شما که ادعا دارید جنگ را به همراه پدر خوانده گوش به فرمان غرب اداره می کردید و امثال همت ها و باکری ها را همانند سردار های سابقی که امروز برای بالا رفتن، پا بر روی برادران شهیدشان (همان هایی که پا روی مین گذاشتند تا راه اسلام باز شود) می گذارند ؛ در دایره ی قدرت طلبیتان نقشی ندارند. و برای کار های نکرده تان بر سر ملت عزیز ایران منت می گذارید؛ و آن هم توصیه شما به تقواست..

بهتر است  در این سال های آخر عمر دست به دعا بردارید و در پیشگاه امت و امام امت و از همه مهم تر خداوند متعال توبه کنید تا شاید آخرتتان آباد شود.

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا