کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

امام افراطی ها/ آری امام هم افراطیست!!!!

آری امام هم افراطی ست

این روزها عده ای مُهرِ اِفراط را به کف گرفته اند و بر دهان مخالفِ خود می زنند؛ تا شاید در سایه ی تخریب گفتمان انقلاب و در تیر رس قرار دادن آن، سکوت، موضع انفعالی و یا شاید فعالیت خود در راستای فتنه را پنهان کنند. امّا در گفتمان فلسفی مبتنی بر عقل که همان گفتمان اسلام ناب است، ابتدا باید معنای واژه ها را مشخص کرد و سپس به گفتگو پرداخت.

اعتدال: اگر اعتدال به معنای میانه روی توام با اصول باشد که هر عقل سلیمی آن را می پذیرد، امّا اگر اعتدال به معنای گرفتن نیمی حق و نیمی از باطل باشد براساس گفتمان لا اله الا الله که مبتنی به نفی هرچه غیر از حق است، این اعتدال پذیرفتنی نیست

تنش: اگر تنش به معنای دوری عقلانی از شرور باشد؛ پذیرفتنی است؛ امّا اگر تنش به این معنا باشد که با شاخ گاو نباید در افتاد و آمریکا کدخدای جهان است و باید با او بست با قاعده ی نفی سبیل و اشدا علی الکفار متناقض است. و اساسا در برخورد با دشمن موجودیت ما یعنی نظام جمهوری اسلامی تنش است. پس برای تنش زدایی نخست باید جمهوری اسلامی که موازنه قدرت را بر هم زده است نباشد.

اگر قرار باشد تنش و اعتدال در معانی غیر درست استفاده شود و توسط سردمداران اسلام آمریکایی بر فرق طلیعه داران اسلام ناب فرود آید؛ ما به افراطی بودن و تنش افتخار می کنیم همان طور که علمدار جمارانی مان به آن افتخار می کرد: (...مستضعفان جهان مفتخرند به این که دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم و جنایتکارانه ی خود دست نمی کشند... در رأس آن آمریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده است... ما و ملت های مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه های گروهی و دستگاه های تبلیغات جهانی ، ما و همه ی مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابر قدرت های جنایتکار دستور می دهند، متهم کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از این که آمریکا با همه ی ادعهایش با همه ی ساز و برگ های جنگی اش و آن همه دولت های سر سپرده اش و به دست داشتن ثروت های بی پایانِ ملت های مظلوم و عقب افتاده و در دست داشتن رسانه های گروهی در مقابل ملت غیور ایران و کشور حضرت بقیه الله اروحنا لمقدمه الفدا آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی داند به که متوسل شود و رو به هر کسی می کند جواب رد می شنود...) آری ما به این نام ها افتخار می کنیم. اما کسانی که دم از امام و خط امام می زنند، بدانند که پیرو خط امام منهای خمینیند. آن کسانی که احمدی نژاد را به واسطه ی استکبار ستیزی متهم به ایجاد تنش می کنند بدانند که در تعریف آنها اولین انقلابیِ افراطی، نه احمدی نژاد است و نه خمینی، که پیامبران و انبیا الهی و در رأس آنها حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و نعوذ با... خدا هم افراطی ست چراکه فرمان جنگ تارفع فتنه می دهد. اساس جمهوری اسلامی بر مبنای این تعریفِ سکولار از افراط، اساسی افراطی است که امام دو قاعده لاشرقیه و لا غربیه و صدور انقلاب و مبارزه تا زمانی که جهان از شرک و کفر آزاد شود را جز مفروضات نظام می داند. و نقد های وارد به احمدی نژاد در حوزه اقتصاد کوچکترین ارتباطی با سیاست خارجی ندارد، چه این که زمانی که احمدی نژاد سنگین ترین حرف های استکبار ستیزانه اش را مطرح می کرد و در مورد هولوکاست موضع می گرفت اقتصاد ایران در شرایط مطلوبی به سر می برد و اتفاقا در این قیاس احمدی نژادی که در سازمان ملل دست از «استکبار ستیزی و مقاومت» می کشد و دم از بهار می زند؛ در روزهایی که شعارهایش به «سازش» نزدیک تر است اقتصاد ضعیف تری دارد. علت وضع کنونی اقتصاد را نه در سیاست خارجی که باید در داخل و در دور شدن تدریجی متعهدان به واسطه ی اسفندیار از احمدی نژاد جستجو کرد. جایی که هر روز بخش نامه ای صادر شد. طرح تحول اقتصادی فقط در یک محور و آن هم با کارشکنی و ناقص اجرا شد. آقا زاده های فلان شخص در بازار اختلال ایجاد کردند و احتکار، با ابزار رسانه ثبات از اقتصاد گرفته شد. «مساوات» جای «عدالت» را گرفت و عدالتی که به معنای «پیشرفت» بود و نه جدای آن به حاشیه رانده شد و حاصل فاصله گرفتن از «گفتمان اسلام ناب»، رنگ باختن عدالت دور شدن قلوب از هم و فقیرتر شدن پابرهنه ها و چاق شدن سرمایه داران شد.آری اتفاقا ریشه ی مشکلات امروز ما نه رجوع به گفتمان انقلاب که فاصله گرفتن از آن توسط مسئولین در چند سال اخیر است. امروز کسانی از سازش و تسلیم یا محترمانه تر اصلاح رابطه با آمریکا و مذاکره  دم می زنند که خود را پایبند به اصول انقلاب، خون شهدا و خط امام می دانند و بعضا در تقسیم بندی صوری قدرت خود را «اصول گرا یا فراجناحی» می خوانند و در «لباس اسلام» کرنش می کنند و با تابلوی اسلام، اصول «اقتصاد لیبرال» و تکنوکراسی را فریاد می زنند. و در حالی که خود با کت و شلوار دیگران داماد شده اند، به ذخایر استراتژیک نظام تهمت بی تجربگی می زنند. این ها همان «رزمندگان دیروزند» که به واسطه گذشت زمان و گوش فرا دادن به تفکرات کارگزارانی پدر خوانده،تبدیل شده اند به «تکنوکرات» های امروز! البته در این میان عده ای «افساد طلب» با تابلوی اصلاح طلبی، اثبات برادری نکرده ادعای میراث می کنند. این افراد بدانند که مردم هیچ گاه به آنها و گفتمان مبتنی بر سازششان اعتماد نکرده و 24 خرداد آخرین میخ را بر تابوت سازشکاران خواهند زد.ان شا الله

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا