کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

انتخابات 92 ؛ رفراندوم سازش - مقاومت

«مردم نگاه کنند به اظهارات داوطلبان محترمى که در این میدان وارد شدند، ما هم نگاه می کنیم؛ تشخیص بدهیم، ترجیح بدهیم، ببینیم آن کسى که می تواند براى انقلاب، براى کشور، براى آینده، براى عزت ملى، براى باز کردن گره مشکلات، براى ایستادگى قدرتمندانه و عزتمندانه در مقابل جبهه‌ى معاندان، و براى الگو کردن جمهورى اسلامى در چشم مستضعفان عالم، بیشتر و بهتر تلاش کند، کیست؟»  امام خامنه ای

همین چند روز پیش بود که جمع احساس تکلیف کرده های سیاسی به حدود 700 نفر رسید و به قولی هرکس از خیابان فاطمی عبور می کرد و مدارک همراهش بود، برای خالی نبودن عریضه هم که شده ثبت نام می کرد! و در آخرین لحظات نیز حضور پدر خوانده و عروسک گردانِ خیمه شب بازیِ «یک درصدی ها» خلق ا... را شگفت زده کرد؛ در این میان بعضی حضرات که در دست اندازی به بیت المال برای خود و اطرافیانشان حدی قائل نیستند، این روز ها خط جدیدی از تبلیغات را کلید زده اند؛ این کاندیداها که البته همگی عُلقه ی عجیبی به هاشمی رفسنجانی داشته و ریزه خوارِ سفره وی می باشند، در کمال بی انصافی و بی تقوایی به گفتمان انقلاب و نظام لجن‌پراکنى می کنند و با دلارهای غربی- عربی و ریال هایِ بیت المالِ از پیش بلعیده شده، قلمها و حنجره‌هاى بى‌تقوا، در داخل را به کار گرفته اند تا همان حرفهاى دشمن را که به قصد نومید کردن و افسرده کردن مردم گفته می شود، تکرار کنند و جالب آنکه خیال می کنند رمز رأی آوری در لگدمال کردن گفتمان مقاومت و ذلت ناپذیری ست و این مردم حاضرند به خاطر 500 تومان ارزان تر خریدنِ روغن و شکر و غیره، خون شهدا علی الخصوص شهدای هسته ای را نادیده بگیرند!

اینها همان کسانی هستند که هیچ زمان اهل مجاهده نبوده و نیستند و با حماقت های پی در پی، آخرت خود را به گندم ری فروختند و به خدا، رسول و امت خیانت کردند. گویی یادشان رفته در زمان دولت هایشان هر روز و هر ساعت و با هر وسیله ی ممکن از روزنامه ها گرفته تا تحصن در مجلس، علی الظاهر از ترس حمله ی قریب الوقوع آمریکا(!!!) قصد تحمیل جام زهر به ولی فقیه را داشتند و تا کمر در مقابل امثال «جک استراو»ها تعظیم کرده و مثل احمق ها هر کدام به گوشه ای خزیده و بر طبل سازش می کوفتند.  

با نگاهی دقیق به صف بندی های سیاسی این روز های کشور در می یابیم که دو گفتمان حاکم آشکارا و نهان شکل گرفته است و با زبان های مختلف از دهان سابقونِ انقلاب بیان می شود. عده ای بنام اعتدال و پرهیز از افراط، عده ای بنام بازنگری و نواندیشی در سیاست خارجی، عده ای بنام «تدبیر و امید»، گفتمان سازش که البته گفتمان خیانت است را فریاد زده و در مقابل، انقلابیون حقیقی گفتمان مقاومت را فریاد می زنند که پیشرفت و عدالت را در گرو عمل به گفتمان انقلاب و مقاومت می داند. گفتمان سازش در حالی شعار از «اعتدال» می دهد که تعریف خود را از اعتدال مشخص نمی کند که البته این تعریف همان اعتقاد پوسیده به پلورالیسم و گرفتن نیمی از حق و نیمی از باطل است!!! در حالیکه گفتمان مقاومت قائل به اشداء علی الکفار و رحماء بینهم است. گفتمان سازش در سخن قائل به استفاده از همه ظرفیت هاست اما منظورش از همه ظرفیت ها، پدر خوانده ی خیمه شب باز و عروسک های یک درصدی است و گفتمان مقاومت به دنبال جذب حداکثری و دفع حداقلی است؛ گفتمان سازش قائل به نان با ذلت (رفع تحریم به همراه خفت و سازش) و گفتمان مقاومت قائل به حیات طیبه و یا مرگ با عزت است. گفتمان سازش به تعلیق افتخار می کند (تعلیقی که البته نه تنها مفید نبود بلکه در آن زمان بر علیه ایران 7 قطعنامه شورای حکام که الزام آور است تصویب شد، ایران محور شرارت خوانده شد و با پذیرفتن ترتیبات اجرایی، فکر کردنِ دانشمندان هسته ای به انرژی هسته ای هم باید به تصویب آژانس می رسید!) و گفتمان مقاومت به ایستادگی بر آرمان و عزت به قیمت معامله با خدا مباهات می کند. گفتمان سازش می گوید آمریکا کدخدای جهان است و باید با کدخدا بست و چاره تسلیم است اما گفتمان مقاومت می گوید: «ولن یجعل ا... للکافرین علی المؤمنین سبیلا»، گفتمان سازش حق طلبان را افراطی می خواند، گفتمان مقاومت نظارت و حق طلبی را در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر نه تنها حق که وظیفه می داند، گفتمان سازش محافظه کاری می کند و نامش را حزم می گذارد، گفتمان مقاومت، حزم را با عزم ترکیب کرده و انقلاب عقلانی به راه می اندازد، گفتمان سازش با شُل حرف زدن و باج دادن در برابر فشار، دشمن را طمع ورز می کند که هر وقت خواست، می تواند با فشار باج بگیرد، گفتمان مقاومت با تفکر بسیجی و هیهات منّ الذّله چشم طمع دشمنان را کور می کند. گفتمان سازش به منافع فردی عمل می کند اما گفتمان مقاومت با در نظر گرفتن اصول و لزوم اصلاح به منافع جمعی می اندیشد. گفتمان سازش پشت رهبری سنگر می گیرد و گفتمان مقاومت به خط می زند و در یک کلام گفتمان سازش دنبال اسلام آمریکایی یعنی اسلام منهای جهاد، پیشرفت عادلانه، حق طلبی، مطالبه گری، ظلم ستیزی و... است و گفتمان مقاومت به اسلام ناب محمدی می اندیشد.

به هر حال باید دید مردم بصیر ایران به کدامیک از این گفتمان ها اعتماد خواهند کرد و آیا بار دیگر به تفکری رأی خواهند داد که فریاد سازش با کسانی را سَر می دهد که غیر از خود را گیوم (نجس ها) دانسته و تجاوز بر جان و مال و ناموس شان را لذت بخش می دانند و رهآورد دموکراسی و مبارزه با تروریسم شان شده آن همه کشته و آواره و یتیم در افغانستان و عراق و سوریه و یا همچون سال های حماسه با حماسه ای دیگر به ستیز با ابر قدرت های پوشالی برخاسته و تودهنیِ محکمی بر پوزه ی تمام سازشکاران کوفته و به پشتوانه ی گفتمان مقاومت، مظلومانِ عالم را آزاد خواهند کرد و پرچم تمدن اسلامی ایرانی که همان پرچم لا اله الا الله است را بر فراز قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درخواهند آورد؟!

 

 

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا