کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

چه کسی عروسک گردان است؟

باز مدتی ست حال و هوای انتخابات فضای کشور را پرشور کرده و فیل برخی را یاد هندوستان انداخته است که باز هم یادشان به دانشگاه و دانشجویان افتاده است، گویی ما را به شکل تعرفه رای می بینند و برای حمّالی در ستادهایشان می خواهند.
4 سال از انتخابات قبلی گذشته، ببینید این سیاسونِ تکنوکرات و اصولگرا و اصلاح طلب چند بار به دانشگاهها سر کشیده اند و پای انتقادات و زبان سرخ دانشجویان نشسته اند. در کمال احترام به حضرات اعلام می کنیم ما دانشجویان مستقل و آزاد از هر گونه گرایش سیاسی و به دور از تمام این جنجال های ساختگی تنها به یک چیز می اندیشیم: «ایرانی آباد و آزاد و سرشار از امید و نشاط» نه ایرانی که شما برای ما ساخته اید: «ایرانی پر از هیاهو و استرس و جنجالهای ابلهانه».
آری ما اصلا این سیاسیونِ یک درصدی را قبول نداشته و تمام این دسته بندی های اصولگرا و اصلاح طلب را دسته بندی هایی سطحی برای فریب عوام الناس می دانیم که ارتباطات خانوادگی این به اصطلاح مخالفین و هم صدا شدن شان بر سَرِ منافع جمعی و حضوری حداکثری در ستاد برخی «تکنوکراتها» دُمِ خروسی ست که توأمان با قسم حضرت عباس از دهانشان بیرون زده است.
اما در کنار تمامِ این مسائل باید عرض کنیم گفتمان ما مدتهاست تغییر کرده و دیگر به «ریش و تسبیح» و شعارهای عوام فریبانه ی «دموکراسی و جامعه ی مدنیِ» حضرات چشم نمی دوزیم. حال پس از سی و چهار سال از انقلاب وقت آن رسیده است که شعار اصلی و فلسفه ی قیام مردم در بهمن 57 تحقق پیدا کند. «عدالت»، «رفع تبعیض و محرومیت»،«کاهش فاصله ی طبقاتی»، «پایان مسابقه رفاه طلبی میان مسئولین»، «شکستن ِحلقه های بسته ی مدیریتی»، «خاندان سالاری و بند "پ" ای که هیچ وقت نصیب مان نشد که اصلا نخواستیم این لکه ی ننگ را»، «پایین کشیده شدنِ طبقه ی اشرافیت از جایگاهی که حق محرومان و مستضعفین است» و خیلی دیگر از آرمانهایی که اینجا مجالِ طرح آن نیست. لذا این انتخابات با سایر انتخاباتها، فرق هایی اساسی دارد که شاید مهمترینِ آن رسیدنِ مردم و دانشجویان به سطحی از بینش و بصیرت و آگاهی ست که مطالبه ی ایشان را به شدت از کاندیداها بالا برده و دیگر به راحتی گولِ شعارهای آنها را نخواهند خورد.
و سوال من از شما دانشجویِ عزیز: وقتی کلِ بودجه ی عمرانیِ مملکت 13500 میلیارد تومان است و 10300 میلیاردِ آن در تهران و عملا توسط شهرداریِ تهران و در حقیقت توسط یکی از کاندیداهای انتخاباتی برای جلب رضایتِ تهرانی هایِ از همه جا طلبکار هزینه شده تا با کسب آراء این پایتخت نشینان، بر اریکه ی قدرت تکیه زنند، آیا چنین شخصی دغدغه ای برای رفع محرومیت و مظلومیتِ  شهرستانیها خواهد داشت؟ مسئله این است تهران بخشی از کشورِ ماست یا کشورِ ما حومه ی تهرانِ ایشان؟!!همان تهرانی که سال گذشته در همین روزها، به خاطر اقدامات پوپولیستی حضرات 20میلیارد تومان به مترو اش خسارت وارد شد!  و حال جالب است که همین اشخاص دَم از عدالت و البته قبل از آن تکنوکراسی می زنند و به شدّت در دانشگاه ها مشغول فعالیت می باشند!!! اینکه این عملکرد چه تناسبی با عدالت دارد ناگفته پیداست! اینکه در شلمچه از پول شهرداریِ تهران به دانشجویان و زوّار غذا می دهند، اینکه شهرداریِ تهران با آن همه استقراض و بدهی سرنوشتش چه خواهد شد، اینکه ستادهای تبلیغاتی شان حیاط خلوت مفسدینِ اقتصادی و زمین خواران است هم بماند. بعضی دیگر که از اسلام فقط لباس آخوندی را یدک می کشند و نماینده ی تنش زدایی با ابر قدرت ها( بخوانید: اسلام آمریکایی) هستند و در خفت کشیدن استادند؛آیا می توانند مایه ی عزت آفرینیِ ایران عزیز در صحنه های بین المللی باشند؟ کسانی که وابسته به باند های قدرت و ثروتند و معلوم نیست با توجه به این که در بخش خصوصی فعالیت ندارند و حقوق بگیرند؛ چگونه هر دوره ای که انتخابات برگزار می شود،کاندیدا می شوند؟ آیا این افراد می توانند دست ها و دستمال های تمیزی باشند تا با فساد مبارزه کنند؟ آقایان «وزیرِ تمام کابینه ها» که برای کار های نیمه ضروری سانتافه سوار می شوند و خدا می داند این همه ثروت را چگونه انباشته اند،آیا می توانند طعم فقر و استضعاف را چشیده باشند؟ کسانی که «خود و فرزندانشان»، اداره ی باند های قدرت را در اختیار دارند، آیا می توانند با قلدران مبارزه کنند؟و آیا کسانی که قانون اساسی را قبول ندارند می توانند «قسمِ دروغ» بخورند؟ هزینه های میلیاردی ستاد های آقایان از کجا تامین شده است؟چرا برخی  برای کسب رأی به همه ی جناح ها و گفتمان ها اعم از سالم و فاسد باج می دهند؟ چرا چپ و راست برای حذف نشدن از اریکه ی قدرت به باندهای قدرت پناه می برندو  فتنه گران و آشوبگران فعالان و لیدرِ ستادهای تبلیغاتیِ آقایان تکنوکرات هستند؟آیا ساز و کار های چند به علاوه چند، با رویکردِ انتخاب فردی که بدنه ی اجتماعی قوی تری دارد و نه صرفا فرد اصلح، در صورت صالح بودنشان به جای رسیدن به فرد اصلح، به صالح مقبول نمی رسند؟ آیا تحقق این فرض، عمل برخلاف تقوا نیست؟ آیا نامیدن خود به عنوان کاندیدای انتخابات، قبل از تایید شورای نگهبان و برگزاری جلسات تبلیغاتی قبل از سوم خرداد عملی غیر قانونی و غیر شرعی نیست؟ آیا استناد به داشتن ماموریت از جانب رهبری توسط برخی از حضرات، بدون در نظر گرفتن نوع مسئولیت و «حالِ فعلی»، مصداق بارز هزینه کردن از رهبری نیست؟ آیا حضور برخی در این عرصه بر اساس احساس تکلیف است یا مطرح کردن خود، از تریبون های بیت المال برای ادامه ی حیات سیاسی و یا شاید هم باج گیری از باند های قدرت و ثروت؟ کدامیک از حضرات می توانند به عنوان شخص دوم مملکت، علمدار شعار های اصیل انقلاب باشند؟به راستی عروسک گردان این خیمه شب بازی بعضی از حضرات کیست؟ چه کسی پشت پرده است؟ آیا حضرات «یک درصدی» برای تحقق منویات رهبر قدم بر می دارند یا اکبر ؟و البته که جبهه ی باطل با دلارهای آمریکایی- سعودی و تفکرات صهیونیستی و فرماسونری، در ائتلافی نامبارک بر روی کفرِ خود، متحد شده، تا درآخرین فرصت خود برای براندازی استفاده کند. و مع ألاسف، هنوز برخی از سپاهِ حق در وسط جبهه سرگردانند و البته برخی از اشعری ها هم نمی دانند در لباسِ الاغ، با رو باه ائتلاف کرده اند و در مکر عمروعاص گرفتارند! به راستی امروز چه کسانی در لشکر شام قرار گرفته اند و عالمانه و جاهلانه بر علی شمشیر می کشند؟

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا