کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

سیمای یک درصدی ها؛ گمشده ی 99 درصدی ها

سیما جولانگاه چه کسانی شده است؟

مدتی ست که صدا و سیمای محافظه کارِ جمهوری اسلامی ایران رنگ و بویی کاملا سیاسی و انتخاباتی گرفته است و از طرفی در عمل به نقش خود به عنوان دانشگاه ملی کماکان ضعیف عمل می نماید و در این زمینه تمام مردم انقلابی ایران متفق القول بر این موضوع تأکید دارند...


بعد از ماجرای ساخت فیلم ضد انقلابیِ "خانواده محترم" توسط مجموعه های وابسته به سیما و پایین کشیده شدن کِرکره ی برنامه هایی انقلابی و پربیننده نظیر گره، پارک ملت و... و حذف افراد انقلابی همچون یامین پور، شهیدی فر، و در مقاطعی ممنوع التصویر شدنِ اساتید مبرزی نظیر حسن عباسی، سعید قاسمی، وحید جلیلی و... ماهیت منفعلانه ی سیما در انعکاس صدای جبهه ی انقلاب، بیش از پیش بر همگان روشن شد. به نظر می رسد نگاه اقتصاد زده ی صدا و سیما منجر به تأثیرپذیری از یک سری بنگاههای اقتصادیِ مسئله دار گردیده است؛ بنابراین این هشدار ضروری می نماید که پذیرش هر نوع وجهی بدون توجه به منابع آن و صرفا جهت تا مین کسری بودجه از طریق تبلیغات، با رسالت های خطیر صدا و سیما هیچ سنخیتی ندارد بلکه در تناقض است؛ به عنوان نمونه می توان به پوشش تبلیغاتیِ جُنگی، در ایام اعیاد خجسته قربان تا غدیر از مجتمع تجاریِ معلوم الحالی اشاره کرد.
در بُعد سیاسی اما سیما به جای مدیریت حوادث، توسط حوادث مدیریت می شود و موضع منفعلانه ی، این سازمان را خواسته یا ناخواسته وارد بازیهای سیاسیِ چپ و راست کرده است و صد ای عدالت در سیما کمرنگ شده است. از این منظر می توان به برنامه هایی که در چند مدت اخیر به عنوان برنامه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، پخش و عملا نقش رپورتاژ آگهی را برای افراد خاصی بازی کردند؛ اشاره کرد و باید اذعان داشت عملا رسانه ی ملی به تریبونی برای تبلیغات زود هنگام انتخاباتی تبدیل شده است که در ادامه به چند مصداق پرداخته و قضاوت را به افکار عمومی می سپاریم.
در پی افتتاح 5 کیلومتر از بزرگراه همت در تهران، که اصلا نیاز به بسط دادن در بعد ملی نداشت، سیمای جمهوری اسلامی تیتر1 اخبار شبانگاهی خود را که دارای بیننده میلیونی ست، به این خبر اختصاص داد و در شرایطی که تنها5 کیلومتر از این بزرگراه سی و چند کیلومتری به دست شهردار تهران مورد بهره برداری قرار گرفت، با دیدگاه خاص ژور نالیستی گزارشگران سیما طوری وانمود شد که گویا ایشان شخصا این سی و چند کیلومتر راه را احداث کرده اند. یا در جایی دیگر با افتتاح بخشی از تونل نیایش که به همت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا در این شهر در دست اجراست، چند شب متوالی برنامه های پربیننده سیما به رپورتاژ آگهیِ این مسئله اختصاص یافت و یا به مناسبت جشنی موسوم به مترو، برنامه ای در ساعات پرمخاطب رسانه، به این برنامه اختصاص می یابد در حالیکه برای برنامه های تئوریک و مبنایی سیما، کار کردن در این زمان چیزی شبیه رویاست و این اتفاقات در حالی به وقوع می پیوندد که زمزمه های مبنی بر حضور شهردار تهران در انتخابات هر روز قوی تر می شود و کم مانده به فریاد تبدیل شود. از این دست حمایت های زود هنگام و تبلیغاتی که بوی مهندسی انتخابات می دهد بسیار است که در صورت تمایل به تعقیب ماجرا، کافیست به گزارش های فتحعلی زاده خبرنگار صداو سیما از عملکرد شهرداری تهران رجوع کنید.
در این سیر تبلیغاتی سایر رقبا هم عقب ننشسته و با حضور خود در برنامه های سیما هریک سعی دارند گوی سبقت را از دیگری بربایند؛ فی المثل یکی در برنامه ای تاریخی از شبکه یک هنر نمایی می کند و آن یکی به شُومَنِ شبکه چهار تبدیل می شود و برخی در شبکه سه جولان می دهند. البته سیمای استان تهران هم از این قافله عقب نیفتاده وبعضا دست به ابتکاراتی عجیب هم می زنند که به طور نمونه به برنامه ای با رنگ بوی تبلیغاتی در ساعت منتهی به غروب جمعه گذشته اشاره می کنیم. برنامه ای تحت عنوان مصاحبه با حسن روحانی به طور ناگهانی زیر نویس می شود و جماعت مشتاق به کشف دلیل، را پای تلویزیون میخ کوب می کند. برنامه با قطعه فیلمی که مربوط به استیضاح بنی صدر در مجلس و صحبت های آیت الله خامنه ای و سایر نمایندگان مجلس در آن جلسه است، پخش می شود، فیلمی که برای عبرت بسیار مفید است اما ارتباطش با این برنامه و این شخص معلوم الحال ناگفته پیداست...
در این برنامه حسن روحانی با نادیده گرفتن سابقه خود و عقب نشینی های خبرساز و خفت بارش در موضوع پرونده ی هسته ایِ ایران و پذیرش ننگین معاهده NPT در موضع ضعف و باج های فراوان خود به غرب و التماس برای داشتن 5 سانتریفیوژ در آن سال ها و همچنین نادیده گرفتن اشارات مقام معظم رهبری در دانشگاه امیر کبیر مبنی بر اصرار ایشان در توقف روند حرکت منفعلانه و رو به عقب و لزوم حرکت رو به جلو در آن سالها؛ آشکارا خود را به عنوان ناجی ملی معرفی می کند و سعی می کند برای تطهیر چهره به مسئولیت ها و احکام و انتصاب خود از سوی امام خمینی و امام خامنه ای، استناد می کند و جمله معروف میزان حال فعلی افراد است را عمدا یا سهوا فراموش می کند و از سخنان خود در هفته های گذشته مبنی بر لزوم تنش زدایی و رابطه با آمریکا چیزی نمی گوید. و منویات رهبری در رابطه با مذاکره با آمریکا را سر به مهر رها می کند. البته از این طیف سخنان بسیار دیده شده و هزینه کردن از رهبری در سیما به نفع شخص مورد سوءظن ظاهرا دارد به سنتی تبدیل می شود که برای نمونه می شود به اظهارات حضرت استاد عسکر اولادی (دامت اضافاته) در هفته های اخیر اشاره کرد.
نقدهای فوق فقط مشتی از خروارهاست از رسانه ای که باید ملی باشد اما به جولانگاه افراد خاص بدل شده است که البته امیدواریم مسئولین صدا وسیما در پایان به یاد محمد دلاوری خبرنگاری که داوطلبانه به بروکسل تبعید شد می گویم که راست می گفتی که آهنگ های غرور آفرین بر تصاویر عملکردهای بعضی مسئولین در سیما ، و دفاع تمام قد از آنها در رسانه، نقدا حساب شده است.  

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا