کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

ما و استاندار ما

ماجراهای ما و استاندارمان

قسمت اول سلام استاندار


استاندار محترم سلام علیکم؛

سلام می کنیم گرچه متحجرمان می خوانید و البته کلید واژه ی تخطئه، تحجر است. سلام می کنیم تا شاید بوی خوش آشنایی بوزد و لزوم اطاعت از فرمان رهبری مبنی بر حضور در دانشگاه در خاطر مبارک شکل بگیرد.

اما بعد...

شنیدیم رفته بودید پرتغال، شاید هم به قول سایت استانداری، پرتقال! تا برای شیراز عزیزمان خواهر خوانده بیابید! سفر خوش گذشت؟ کثیر السفر بودن خوب است، خواه به مداینِ ایران، خواه به بلاد کفر. باعث عبرت می شود؛ البته ای کاش بجای خواهر خوانده برایمان همسر یافته بودید!

احتمالا  برای صدور انقلاب و نشر آرمانهای امام راحل چنین مظلومانه و بدون تشریفات و خدم و حشم تشریف برده اید پرتغال؟!! از صف طویل سرمایه گذاران خارجی جذب شده

 

چه خبر؟ بالاخره ورزشگاه میانرود تکمیل خواهد شد؟ به عنوان برادر کوچک ترتان قصد نصیحت نداریم، بلکه می خواهیم به شما از باب زدودن غبار غفلت و اتمام حجت تذکراتی دهیم. شما در کمتر از یک سال و نیم مسئولیت اجرایی استان، تقریبا کثیر السفر ترین فرد میان استانداران کشور بوده اید؛ البته سعدی (علیه الرحمه) نیز کثیر السفر بوده است. در تمام این سفرها، تنی چند از مدیران و مسئولین شما را همراهی کرده اند که امیدواریم صرفا تنی چند بوده باشند، نه چندین تن(!) و حضور تمام همراهان ضروری . آن هم در این اوضاع اقتصادی... البته سعدی با پول بیت المال جهانگردی نمی کرد و بر مسندی که حاصل خون شهدا و جانفشانی محرومان و پابرهنگان است نیز تکیه نزده بود.

کلان شهرِ تقریبا دو میلیون نفری شیراز، که سومین حرم اهل بیت و پایتخت فرهنگیِ ام القرایِ جهان اسلام است، ؛  قرار است با شهر ساحلی و سی و چند هزار نفریِ کِش کاش خواهرخوانده شود! مبارک باشد اما به نظرتان خواهر خوانده ی ما زیاد کوچک نیست؟ و اساسا این خواهرِ تازه از راه رسیده سنخیتی با فرهنگ و اعتقادات ما دارد؟ اصلا می تواند سایه نامادریِ ام القرایِ جهان اسلام را تحمل کند؟ البته شاید برادران درصدد ایجاد شباهت هستند و می خواهند پروژه ی بر زمین مانده ی تنگ سرخ را به جهت ایجاد ساحل، به سبک کِش کاش عملیاتی کنند.

صمیمانه امیدواریم که فضاحت های بعضی از مسئولان اصلاحات، به واسطه ی حضور در سواحل و کلوپ های شبانه در گذشته دگربار در شهری ساحلی تکرار نشود. اساسا سواحل در همین شمال خودمان هم آنچنان امن نیستند. بگذریم. در هر صورت به پشتوانه ی خون شهدا، جانبازان و آزادگان، ان شاء ا... سفرهای آتی خوش بگذرد و البته نام، سِمَت و مهم تر از همه تعداد تنی چند از مدیران هم به زودی منتشر شود. چون می دانیم استدلال های متحجرانه ما شما را از کثیر السفر بودن منصرف نمی کند، بیش از این آب در هاون نمی کوبیم.

اما دغدغه ی دیگر ما که به قول شما دغدغه ی متحجرانه ایست وشامل مهم ترین درد دل های امت حزب ا...  است را، در ادامه از نظر می گذرانیم.

آقای استاندار یکی از شاخصه های توسعه یِ شهری، رشد متعادل بازار و سرمایه است اما سوال اینجاست چرا از میان این همه شاخص شما این یکی را انتخاب کردید و به آن عمل نمودید، البته به صورت نامتعادل؟!! آن هم در استانی که شما در شاخص اشتغال از آخر رتبه ی اول را دارید!

ما با مرکز خریدی که گره باز کند از کار خلق ا...، سینمایی که در قاموس اسلام بگنجد، رستورانی که طعام طیّب عَرضه کرده و منصفانه کاسبی کند مخالف نیستیم اخوی ما با فساد مخالفیم! در سالی که به نامِ حمایت از کار و سرمایه ایرانی مُزیّن گردیده است، مجتمعی را افتتاح می کنید برای حمایت از کار و سرمایه ی اجنبی، اعم از اماراتی و فرانسوی (کارفو) و همچنین حمایت از سرمایه چین و ماچین! به قول خودتان اشتغال ایجاد کردید، که البته مغالطه ایست آشکار. عبارت صحیح این است: شما اشتغال زدایی کردید؛ کاش می شد با حذف حرف دال ،به جای پاک کردن صورت  مسئله ، آن را حل کرد . آقای استاندار شما جوانان متخصص و تحصیل کرده ی این شهر و استان را رها کرده اید و برای جوانانی که شاید تنها هنرشان مانکن بودن است و سیمایشان وجه المُبایعه؛ سنگ تمام گذاشتید. از این رهگذر نیز البته فتح الفتوحی انجام نگرفت و با ورشکسته کردنِ کسبه ی اطراف و یا کاستن از سود و تعدیل نیروی آنها فقط اشتغال را متمرکز کرده و عنان قدرت را به یک نفر سپردید، تا بنا به اقتضای مصلحتش لقمه ای را از سَرِ ترحّم به جوانان شهر بدهد. البته فقط شما مقصر نیستید، فرهنگ کار و تلاش و کارآفرینی ضعیف است اما باز هم سرنخ، عدم تلاش برای تقویت فرهنگ کار و تلاش در دستان شماست.

شما و تمام کسانی که به نوعی از گذشته، تا کنون در این زمینه مشارکت کرده اند؛ از کلنگ زنی و روبان چینی گرفته تا خم کردن و دور زدن قانون و ... مِن  بعد مسئول ورشگستگی تولیدی های داخلی هستید که کارِ با کیفیت اما با قیمتِ تمام شده ی مساوی یا بالاتر عرضه می کنند، اما به دلیل فروش کالای اندکی ارزانتر و بی کیفیت خارجی ورشکست می شوند. البته این ادعای شما که اکثر اجناس مجتمع خلیج فارس ایرانی ست، با مشاهدات ما ابدا مطابقت ندارد و بد نیست به صورت سرزده عمق فاجعه را نظاره کنید و ببنید از بستنی زمستانیِ کُره ای گرفته تا سوشیِ ژاپنی، از صنایع دستی شرق بگیر تا کوکاکولای غربی وبسیاری کالاهای دیگر که مجال گفتنش نیست، همه و همه  وارداتی ست. مگر این که فرض کنید جهان حومه ی ایران است...

آقایان! تأثیراتِ سرمایه گذاری هایِ ضد فرهنگیِ لابی های صهیونیستی و بهایی و جریانهایِ سَلَفی، دُمِ خروسی است که از اطراف و اکناف مراکز تجاری بیرون زده است و تنها کبک است که به واسطه ی فرو کردن سَرِ خویش در برف، آن را نمی بیند و نتیجه ی آن چیزی جز تزلزل بنیانِ خانواده، اشاعه ی فحشا، تبلیغ و ترویج مسلک های شیطان پرستی و عرفانهای کاذب و فراهم نمودنِ زمینه ی اباهه گری نخواهد بود. و به عبارتی با این نوع سیاست گذاری جوانان بیکار استان و شاید کشور را با خروس قندی فریفته شده و عملا اسلام ناب را به زوایای مساجد محدود می شود.  برای خاموش کردن صدای مخالف نیز برخی باصطلاح سرمایه گذاران به ما زبان سرخی ها  بیشرمانه پیشنهاد مسامحه می دهند!

اثر دیگری که این قبیل سرمایه گذاری های غربی و الگو گرفته از شیخ نشینِ بی هویت امارات (که البته شما مفتون آن هستید و آرزوی موهوم دبی سازی شیراز را در سر می پرورانید) بر جا می گذارد، غفلت از ایجاد اشتغالِ مُولّد و تقویت جاذبه های شهری، در برابر جذابیت های روستایی ست، که عملا به رشد روند مهاجرت دامن زده وفرصت های محدود شغلیِ شهر را محدود تر می کند و جوانان بیکار را به سمت سفته بازی، مشاغل کاذب و به عبارتی لقمه ی حرام سوق می دهد. و ناگفته پیداست که اثر طبیعیِ بیکاری، فقر و در نهایت فساد و زوال ایمان است. آقای استاندار بوییدن گل گر چه مستحب است، اما در لباس احرام، حرام است. در استانی که قطب کشاورزی کشور است به دلیل نبود صنایع تبدیلی، خام فروشی دارد سنّت می شود. با این مدیریت، کلنگ پتروشیمی ها در زمین گیرمی کند و کارخانه های بزرگ در آستانه ی ورشکستگی قرار می گیرند.

برادر عزیز 6 برابر بودن نسبت مجتمع های تجاری نسبت به جمعیت چه مفهومی را از نظر اقتصادی و اجتماعی تداعی می کند؟ آیا مفهومی جز ترویج مصرف گرایی و تجمل پرستی و مدگرایی و اصالت ثروت دارد؟ ما به هیچ وجه منکر خدمات دولت نیستیم (اگرچه شما با منویات دولت هم زاویه دارید)؛ اما دولتی که دَم از دکترین مهدویت می زند با حکومت مهدوی و الگوی حکومت اسلامی ، یعنی حکومت علوی باید مقایسه شود نه با دولت اصلاحاتی که زینت کابینه اش هم از هم پیاله گانِ وهابی ها و صهیونیست ها و ورشکستگان سیاسی ست... شما باید در تراز انقلاب فعالیت کنید. آیا همسفره شدن با هزینه بیت المال (بخوانید بیت الحال) با ثروتمندان، در قاموس حکومت علوی می گنجد؟ آن هم در استانی که محرومانش آرزوی گوشت دارند؟ آیا شما همان اعمال استاندار قبلی را البته با ظرافت و زیرکی و بستن دهان برخی دائم المسئولین، انجام نداده اید؟ پس کجایند کفن پوشان دوره ی احمدزاده؟

بسیاری از حرف ها ماند و ما لاجرم مجبور به سلام دوباره به شما هستیم؛ اما تا آن زمان امیدواریم جواب سلاممان که البته واجب نیز هست؛ را بدهید. و سخن کوتاه کرده و حذف زاویه شما را در عملکرد با نظام جمهوری اسلامی ایران و اصلاح رویه ی مدرنیته پرستی تان را آرزومندیم.

"و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و إذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما"

 

"حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است... خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند" 

     والعاقبه للمتقین

 

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا