کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

مصاحبه با سایت غریو به مناسبت 9 دی

...وقتی یک نفر گند می زند و فساد ایجاد می کند؛ بدیهی ترین کار توبه استغفار و جبران است؛ اما اگر کسی سال ها از سفره ی حرام تناول کرد و بعد یک گناه اجتماعی را رقم زد؛ بدیهی ست که بر قلبش مهر زده خواهد شد؛ و نفهم می شود و به دنبال طلب خود بابت آتش زدن سطل زباله می گردد. طنز تلخ امروز این است که لاشخورانی که پرونده ی کثافت کاری هایشان در ماجرای جام زهر...

گفتگو با میرمهدی اسدی شاعر و نویسنده شیرازی؛

با موضوع نه دی:

واقعه ی نه دی را چگونه ارزیابی می کنید؟!

در واقع آنچه 9 دی و سه روز بعد از عاشورا رخ داد؛ تکرار عاشورا و تکرار حوادث همیشگی تاریخ بود؛ اگر بخواهیم نقبی نه چندان عمیق به گذشته بزنیم؛ خواهیم دید کسانی که زمانی انقلابی بوده اند و خون دل ها برای نظام خوردند؛ به هر دلیلی که حالا جای بحثش نیست از آرمانها دست می کشند؛ و بعد دچار استحاله ی شده و برای میراندن انقلاب با گروهی دیگر که لاشخور وار همیشه اثبات برادری نکرده دنبال میراثند؛ متفق می شوند. نه دی تقابل همان دسته بندی تاریخی امام روح الله است؛ فقر و غنا، پابرهنه و مستکبر یا همان 1 درصدی و 99 درصدی!

می شود دقیق تر توضیح دهید؟

آنچه 9 دی اتفاق افتاد برخلاف آنچه حضرات افساد طلب می گویند؛ هیجان ناشی از یک مناظره نبود؛ بلکه پروژه ی برنامه ریزی شده ی شاید ده ساله بود؛ به ریشه ها که نگاه کنید؛ سناریو نویسان و بازیگران حرمت شکنی عاشورای 88 از نظر نطفه و لقمه شبیه ترین افراد با سپاه عمر سعد هستند. به عبارتی دیگر واقعه ی نه دی و حوادث عاشورای 88 یکی از مصادیق جمله ی معروف کل یوم عاشورا و کل ارض کربلاست.

یک جماعت اشراف، زرسالار، مقدس نمای بی شعور، آخوند درباری، مطرب، رقاصه، همجنس باز، کودک کش و خلاصه هرچه غیر از اسلام است؛ یا یک اسلام بی یال و دم اشکم و در واقع یک اسلام آمریکایی! اینها با هم بر سر یک گزاره ی واحد یعنی لیبرالیسم متحد می شوند و رای مردم را بر نمی تابند. نه تنها رای 88 که رای 58 را هم می خواهند وتو کنند؛ متاسفانه شرایط را غبارآلود می کنند و در غفلتِ خواص؛ با پرچم دموکراسی به جمهوریت نظام می تازند و نقشه ی شوم وتو را می کشند. متاسفانه در روزهای آغازین جماعت قابل اعتنایی را با خود همراه می کنند؛ اما رفته رفته دم خروس نگاه تکنوکرات و طبقاتی حضرات بیرون زده و فتنه گران در اندیشه ی ملت حذف می شوند. نه دی در واقع آخرین میخ بر تابوت اشرافیت بود.

کسانی که در فتنه 88 نقش داشتند امروز از بخشیدن طلب خود حرف می زنند؛ نظر شما چیست؟

وقتی یک نفر گند می زند و فساد ایجاد می کند؛ بدیهی ترین کار توبه استغفار و جبران است؛ اما اگر کسی سال ها از سفره ی حرام تناول کرد و بعد یک گناه اجتماعی را رقم زد؛ بدیهی ست که بر قلبش مهر زده خواهد شد؛ و نفهم می شود و به دنبال طلب خود بابت آتش زدن سطل زباله می گردد. طنز تلخ امروز این است که ; کفتارهایی که پرونده ی کثافت کاری هایشان در ماجرای جام زهر ، نشریات زنجیره ای و... هنوز مفتوح است؛ ریش و تسبیح جنبانده و مدام مردم، مردم می کنند. تلخ تر از آن، این است که رسانه هایی خود فروخته با اکثریت مطلق در اختیار این خودفروختگان قرار دارد و با بیت المال قصد تطهیر چهره ی نجس حضرات در پیشگاه ملت را دارند و با رسانه ها و بوق های کرکننده می خواهند، نه دی را فیلتر کنند. و از آن تلخ تر این است که عده ای هنوز پیام ملت در نه دی را نشنیده اند و با حضراتی که به سبب تناول گوشت و خون انقلاب نقرس گرفته اند؛ هم پیاله شده اند!

پیام نه دی چیست؟!

پیام نه دی در واقع همان لااله الاالله است؛ نفی و اثبات! یک نه بزرگ به خوی استکباری، اشرافی گری، مانور تجمل، نگاه تکنوکرات و طبقه بندی مردم، وطن فروشی و... همچنین آری به انقلاب اسلامی با تمام مولفه هایش نظیر عدالت، استقلال، آزادی هیهات من الذله و... در واقع نه دی 88 یک وزن کشی خیابانی و به نوعی رأی آری مجدد به نظام جمهوری اسلامی پس از سی سال توسط نسل سوم و چهارم انقلاب در کنار پا به سن گذاشته ها بود. گفتمان نه دی یعنی مردم همه ی مردمند؛ لبو فروش و راننده تاکسی، شمال شهر تهران و مرز نشین خوزستانی همه به یک ااندازه در سرنوشت کشور سهیمند! یعنی هیچ کس حق ندارد به اسم آبروی نظام کاخ نشینی بکند؛ به اسم اقتصاد منافع ملی را به خطر بیندازد و سازش کند. یعنی «ولن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا»

شما همیشه سعی کرده اید پیام هایتان را از طریق شعرهایتان منتقل کنید به عنوان حسن ختام آیا برای 9 دی شعری سرودید که برای ما بخوانید؟!

به مناسبت نه دی که همان چند شعر قدیمی هست؛ شعر جدیدی نسروده ام اما بخش هایی از شعر شقشقیه را خدمتان ارائه می کنم؛ به امید روزی که بشود تمام این شعر که در واقع گفتمان آن همان گفتمان 9 دی است را رسانه ای کرد:

...

دشمنان غرق سرور

حسنک می گوید:

سرزمین تاریک است

با خودش آورده

رنگ شب در پس نور

گاوها خوشحالند

پای کوبی کردند

شب میلاد این بار

تو فراموش امّا

من به یادم آمد!

9 دی یادت هست؟

رنگ سبزی که به قلّاده ی سگ ها افتاد

فتنه گر آمده است

بوی خون می آید

زوزه ی فاحشه ها

و صدای کف و سوت

بوی آتش زدن بیرق عبّاس آمد

و همه مردم این شهر خداجو شده اند

و در آن روز که در قلب ولی عصر(عج) عزاداری بود

زیرِ حافظ اوباش

مرگ بر اصل ولایت گفتند!

گاوها خوشحالند

حاج صادق ول کن

کاروانت دیگر

چه نوایی دارد؟

نینوا خونین است

جای تو آوردند

دختری همچو پگاه

شهرتش مثل تو است

لشکر آماده شده

با علی می جنگد

...

و حسین ابن علی تنها ماند

گرچه در عاشورا

سینه زن بسیار است

13 قرن گذشت

فاطمه پشت در است

پسرش بی یار است...

گاوها خوشحالند

بعد از این در افطار

سبز پوشِ اموی

ربّنا می گوید

روزه ها باطل شد

یادتان رفت پس از شادی ها

و پس از خوردن می

و پس از سوت و کف خردادی

و پس از...

یادتان رفت دمی غسل جنابت بکنید

...

اکبرآقا ریشو

متحجر شده بود

ریش و پشمش را زد

زیرِ لب ها جا ماند

نور بارید به افکار کجش

فاطمه اُمُّل بود

چادرش را برداشت

فکر او روشن شد

و مبارک باشد

بر شما کشف حجاب

که رضا خان امروز

با هویج آمده است

و چماقش شده نرم

فیس بوکی شده رسمش انگار

سر برآورده سگی

از پسِ بنزِ کروک

پرده ها افتاده

و همه با جگر خود مشغول

عده ای خون جگر

عده ای ...

بی خیالش ول کن

چند شد نرخ دلار؟

...

فتنه ای در راه است

حق و باطل گویی

در هم آمیخته باز

و منم یک سرباز

بشکنم گردن سازش گر را

گاوها خوشحالند

...

13 بنویسم

روبه رو بیست و چهار

کودکان می دانند

که کدامش بیش است

11،یک میلیون

سه و نیم، یکصد هزار

ادعاشان کذب است

آمده فصلِ بهار

روسیاهان رسوا

رفته از چهره ی شیخ

سال ها رنگِ خدا

این وسط می گویید

پسته ی اکبریِ نوبرِ رفسنجان، چند؟

فومنی می تازد

مهدی و فاطمه آزاد ترند

فکرِ نفتند هنوز

فکرِ میراثِ پدر

فکرِ تشکیلِ لُژند

فکرِ اشرافیتِ شیک و مدرن

فکرِ آزادیِ دانشگاهند

تا به بندش بکشند

فکرِ اعدامِ مخالف هاشان

فکرِ تعیینِ کفِ نرخ دلار

فکرِ سانسورِ خدا

وقت آن است که بر ضدِ خدا کاری کرد

دین تحجر بشود

وخمینیِ کبیر

راهیِ موزه ی تاریخ شود

وهزاران آیه

متناقض باشد

بنویسند زقرآن نُسَخی تازه ونو

نسخه ای تگزاسی

وقت آن است که حرفی بزنند

فتنه راه اندازند

چون جمل آماده ست

وقت آن است که بر ضدِ خدا

به خیابان آیند

سایه ی دین و ولایت برود

و بیانیه دهیم

تا که اخراج شوند

چون به فرمان ام آی سیکس و مدد های مجدّانه ی استخبارات

و نفوذِ لابیِ اف بی آی

کدخدا، گشته خدا

شیخ با او بسته

واژه ها لفّاظی

و حقوق بشریت بازی

ما گیوم ها هستیم

و بشر یعنی غرب

و لابیِ آی پَک

کُلِّ دعوا این است

سلطه گر سلطه پذیر

گرگ ها و رمه ی برّه و بز

همه حرفم این است:

«انقلاب آمده انسان باشیم»

گرگ ها می گویند:

«برده ی نان باشید»

...

ریش یعنی حاجی

مابقی هم پشمند

حاج آقا سکولار

خود نویسش اصل است

می نویسد املا

و معلم لیبرال

آب، بابا، سازش

وهوا طوفانی ست

و بسی پس باشد

کدخدا می آید

وقتِ بستن با اوست

کدخدا نان را داد

وخدا رفته زِ یاد

او که عزت می داد

...

گاوها خوشحالند

چه کسانی گاوند؟

حضرت گاو کسی است

که به آتش بکشد مسجد لولاگر را

عذر خواهی بکنم من از گاو

گاو هم می فهمد

بین کفتار و شغال همگی با شرفند

رو سفیدند همه گله ی گرگان و وحوش

پیش این نا اهلان

لشکر خولی و شمر

مفتخر می باشند

به حمایت شدن از جانب یک قومِ نجس

اوباما با آنهاست

وهمین فرقه ی ضاله

دلشان گرم به آتش زدن سطل زباله

و بریزند به حلقوم نجس هرچه پیاله

ای بردار جانم

گاوها آنانند

که درآن ماه صیام

روزه خواری کردند

مرگ بر اصل ولایت گفتند

با نجسّان جهان

با رژیمِ نجسِ کودک کُش

با تجاوز کاران

مطرب و رقّاصه

وخلاصه همه ی نااهلان

خودمانی شده اند

و در آن روز بزرگ

بینِ امت دیدم

گاوها در کفِ چمران بودند

باز هم یک درصد

گاو ها گرچه کمند

متوهم شده اند

بین مردم دیدم

گاوها می رقصند

به خدا خواهم کشت

هر کسی خون برادر را ریخت

جگرِ سید علی را خون کرد

وچه خوش گفت دمی شاعرِ صاحب خردی

«گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند

شیر مردی چو علی خامنه ای هست هنوز»

چه کسی می گوید

گرگ ها سانسورند؟

چه کسی سانسور است؟

لشکرِ فاحشه ها؟

فراهانی و پگاه؟

گنجی و نوری زاد؟

شیخِ یزدی؟ اکبر؟

همه ی لشکر کفار تریبون دارند!

چه کسی مظلوم است؟

مردمِ مومنِ حزب اللهی

سهم آنها شاید

هفته ای یک ساعت

و تماشا کردن...

بچه حزب اللهی

سالها سانسور است

از شهیدان مانده

عکس هایی در قاب

یادمان می سازند؟

راهشان سانسور است

همه جا اسم امام

نرم نرمک گویا

راهِ او محو شده

در خزانی پُرِ برف

راهِ ما گم شده است

راهِ سازش ممنوع

راهِ تسلیم هرگز

راهِ لاشرقی و لا غربیه

سیدم همچون شمس

راه را روشن کرد

گرچه ما جا ماندیم

استوار است هنوز

و همه چشم جهان

به یدِ سید علی

چه کسی می داند؟

رای سید علی فاطمه کو؟

میرمهدی اسدی

ممنون از این که وقت خود را دراختیار ما قرار دادید

من هم از شما که در راه روشنگری عمارگونه تلاش می کنید؛ سپاسگزارم

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا