کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

کدام یلدا را می گویی عمو؟!

من یلدا را دوست دارم به خاطر صله ی ارحامش، به خاطر انتظار برای صبح، اما...

اما کدام یلدا را می گویی عمو؟! یلدای مرفهین و سرمایه داران کثیف یا یلدای پابرهنگان و مستضعفین؟  یلدای حاج آقا سکولار را می گویی یا یلدای گریه کن مسیحی هیئت حسین را؟! یلدای با رقص و آواز در ماه صفر را می گویی یا یلدای زلف پریشان حسین در خرابه؟! خرابه خرابم کرد! باز هم یاد سری که به نیزه بلند است! عمو جان نگفتی کدام یلدا را می گویی؟! اسم همه اش یلداست اما همه اش یلدا نیست! یلدا یعنی شب پایدار نیست و هرچه قدر هم که بلند باشد صبح نزدیک است! من یلدای پابرهنگان را دوست دارم! در خانه ای سرد که گرمایش را مستکبران گرفته اند و خود را به آتش کشیده اند! من یلدای مادر شهیدی که آخر هم مادر مفقود الاثر مُرد را دوست دارم! مادری که فرزندش را در آغوش نگرفت که گربه شاخش نزند و به صف دلار 7 تومنی بدود! مادری که امین را به روی مین فرستاد! من یلدای چشم های منتظر مادر شهید را دوست داشتم! من یلدای کوخ نشینان را دوست دارم! گرمایی که در سرمای خانه ی مستضعفین هست؛ در گرمای سفره های رنگارنگ کاخ نشینان که به قیمت سرمای خانه ی مستضعفین بوجود آمده است؛ نیست! دلم گرم است که صاحبان این شکم های به استخوان چسبیده و صورت های آفتاب سوخته، اگر دعایم کنند؛ زندگیم گرم می شود! من از همین مردمم! کنار همین لبو فروش ها و راننده تاکسی ها بزرگ شدم! حالم از فیگور های روشن فکری و مانورهای اشرافی بهم می خورد! از سفره هایی که به نام حسین انداخته می شود؛ برای فخر فروشی، برای غیبت، برای تهمت! از کسانی که آرایش می کنند و به عزای حسین می آیند! شمرهایی که قصد غارت خیمه ها را دارند! از دزدان ناموسی که ریش بزی می گذارند و فیلم روشنفکری می سازند بدم می آید! از کفتارهایی که منتظرند در خانه با دشمن مبارزه کنند بدم می آید! نفرین بر امان نامه! درود بر پابرهنگانِ باشرف که بوی نفت را فقط از چراغ نفتی شنیده اند؛ از کودکان سوخته ی درودزن و شین آباد می گویم! آنهایی که بوی نفت را خوردند و در نفت سوختند تا تکنوکرات ها زنگ نه{بی خود زنگ را به نه نچسبانید این وصله ها به ما نمی چسبد} که صدای جیرینگ جیرینگ سکه ها را بشنوند! من شبم را با سفره ی هفت رنگ صبح نکرده ام که مقابل مولایم بایستم! اما می ترسم از این شکم هایی که با حرام برجسته شده و می ترسم از زنازادگان! می ترسم از زهد فروشان بی تقوا! می ترسم از این لیبرال های ضد مذهب! از این مقدس نماهای بی شعور! از این جماعت قرآن به سر آیه خوان می ترسم! مولایم نگرانم!

الیس صبح  بقریب؟

 میرمهدی اسدی

 

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢
تگ ها :

رنک الکسا