کاش من هم یک بسیجی بودم

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست ما هستیم. ما سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم لااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم ...وایضا ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه.پس توکل بر خدا.یاعلی

نذر هیئت

خانه را خالی ز غِیرت می کنم

قلب خود را نذر هیئت می کنم

رویِ سر بندِ دلم یا فاطمه(سلام الله علیها)

با شهیدانِ تو بیعت می کنم

بی ذبیح ا... حاجی می شوم

از گناهان، با تو هجرت می کنم

مشک بر دوشم بگیرم؛ روزه دار

بوسه بر جا پای غیرت می کنم

یابن الزهرا گشته ام خرسند و شاد

از گناهانی که غیبت می کنم

ذکر عباست بگیرم؛ یا حسین

خانه ام را غرق نعمت می کنم

با دو چشمم خاکِ دل را رُفته ام!

بنده ام، بهر تو خدمت می کنم

گشته ام شرمنده امّا بعد از این

عمر خود را خرج نهضت می کنم

غرقِ مردابِ گناهم ای دریغ!

از خودم احساس نفرت می کنم

«مهدیِ» آشفته آن شب ناله زد

من غبارم، هرچه همت می کنم

میرمهدی اسدی

  
نویسنده : میر مهدی اسدی ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢

رنک الکسا